معبد زيگورات چغازنبيل
معبـــــد زيگــــورات چغــازنبيل در 45 كيلـومتري جنوب شرقي شهرستان شوش دانيال قرار دارد. اين معبد در سال 1300 پيش از ميلاد به طول 130 متر و عرض 100 متر ساخته شده است.
اين مجموعه كه در فاصله 2 كيلومتري رودخانه دز قرار دارد، بعدها به نام «دورانتاش» يا شهر «اونتاش گال» مشهور شد.
اين معبد با بهكارگيري ميليونها عدد آجر و در 5 طبقه ساخته شده بود كه درحال حاضر 2 طبقه از آن باقي مانده است. ارتفاع آن در گذشته حدود 52 متر و متشكل از 5 طبقه بوده است.
هفت تپه
هفت تپه در فاصله 10 كيلومتري جنوب شرقي شوق واقع شده است. در تاريخ آمده است كه بين شوش و چغازنبيل مكان مهم و مقدسي وجود داشته كه احتمالاً همان هفت تپه است. ضمناً امروزه در هفت تپه موزهاي برپا شده كه در آن آثاري از دوره عيلامي و آثار كشف شده در منطقه به نمايش درآمده است.
كاخ اردشير
بقاياي اين كاخ در كناره غربي رودخانه «شائور» و روبروي آرامگاه دانيال نبي(ع) واقع شده است.
اين كاخ داراي تالار و تاسيسات جانبي است. ستونهاي آن از جنس سنگ و ديوارهاي آن از خشت ساخته شده بود.
اين كاخ در زمان اردشير دوم بنا شده و مدتي نيز محل اسكان و قصر حكومتي بوده است.
امروزه اين كاخ در مركز شهر شوش دانيال واقع شده است.
كاخ داريوش
شوش در زمان هخامنشيان مركز حكومت بود. به دستور داريوش كاخ باشكوهي بر روي تپههاي عيلامي ساخته شد. ديوارهاي كاخ از خشت با نماي آجري و ستونهاي آن از سنگ است.
كاخ داريوش مشتمل بر واحدهاي مختلفي از جمله: تالار بارعام، حرمسرا، دروازه كاخ پذيرايي و همچنين سه حياط مركزي است.
اي دوست، اي يار و اي هموطن... اين نوشتار به مناسبت يكصدمين سالگرد تولد استاد شهريار شاعر شوريدهحال و خداشناس تبريزي كه تمامي ترك زبانان عالم او را ميشناسند و با شعرها، غزلها و قصيدههايش زندگي ميكنند، به رشته تحرير درآمده است.
لازم به يادآوري است، كنگره جهاني بزرگداشت يكصدمين سال تولد استاد شهريار، شهريور ماه 1386 در تبريز و شب شعر شهريار در تهران برگزار ميشود.
سهراب سپهري شاعر كاشاني ما چه خوب گفته است:
شاعران وارث آب و خرد و روشنياند.
... و اين مثال درست شرح حال شاعري خداشناس و بامعرفت چون شهريار متخلص به (بهجت) است.
سيدمحمدحسين تبريزي سال 1285 خورشيدي در تبريز پا به عرصه جهان گذاشت. پسر حاجي ميرآقا خشگنابي است كه از سادات خشگناب، قريهاي نزديك قرهچمن و كوه حيدربابا است.
شاعر موردنظر ما در اوائل شاعري، «بهجت» تخلص ميكرد، اما بعداً دوباره با فال حافظ تخلص خواست كه دو بيت زير شاهد از ديوان حافظ براي وي آمد و خواجه شيراز تخلص او را «شهريار» تعيين كرد. بنابراين شاعر ما شد: سيدمحمدحسين بهجت تبريزي، كه بهجت به شهريار تبديل شد.
دو بيت زير چنين بود:
كه چرخ سكه دولت به نام شهرياران زد
روم به شهر خود و شهريار خود باشم
پدر «شهريار»، از وكلاي مبرز دادگستري تبريز و مردي فاضل و خوش محاوره و از خوشنويسان دوره خود و باايمان و كريمالطبع بود. وي سال 1313 مرحوم و در قم مدفون شد.
استاد محمدحسين شهريار ابتدا تحصيلات خود را در مدرسه متحده و فيوضات و متوسطه تبريز و دارالفنون تهران گذراند و تا كلاس آخر مدرسه طب تحصيل كرد و در چند بيمارستان هم مدارج اكسترني و انترني را گذراند. او تصميم داشت پزشك شود كه ناگهان يك اتفاق ناخواسته مسير زندگياش را تغيير داد. به گفته خودش: دختري را كه دوست داشت به زور و اجبار از او جدا كردند. او خواهر يكي از همكلاسيهايش بود. هميشه ميگفتند شما بايد با هم ازدواج كنيد، اما عوامل مزدور دولت وقت به زور و اجبار نامزدش را از او گرفتند و خودش را نيز به نيشابور تبعيد كردند. در تبعيد حاصل 18 سال تحصيلات طب شهريار از بين رفت. حتي در تبعيد كمالالملك را كه او نيز در تبعيد بود، ديد و از او خواست بخاطر نفوذي كه دارد ترتيب بازگشت او را به تهران براي امتحانات دانشگاهش بدهد، اما آن مرحوم گفت:
«كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي».
بعد از تبعيد، دوستان شهريار بسيار كوشيدند تا او را براي تكميل يك سال تحصيلي آخر ترغيب كنند، اما او رغبتي به ادامه تحصيل نشان نداد و به ناچار وارد خدمت دولتي شد.
شهريار چند سالي در اداره ثبت اسناد نيشابور و مشهد خدمت كرد و در سال 1315 بود كه به تهران آمد و در بانك كشاورزي مشغول كار شد.
استاد شهريار آنگاه تصميم به ازدواج گرفت و با مراجعه به تبريز با يكي از بستگان نزديكش ازدواج كرد كه حاصل اين وصلت دو دختر به نامهاي شهرزاد و مريم است.
شهرت شهريار آنچنان بيسابقه است كه تمام كشورهاي فارسي زبان و ترك زبان، بلكه هر جا كه ترجمه يك قطعه شعر، غزل و... او رفته باشد، هنر او را ميستايند.
منظومه حيدربابايه نهتنها تا كوره دههاي آذربايجان، بلكه به تركيه و قفقاز هم رفته و در تركيه و جمهوري آذربايجان چندين بار تجديدچاپ شده است. بدون استثنا ممكن نيست ترك زباني منظومه حيدربابا را بشنود و منقلب نشود.
روحش شاد و يادش گرامي باد.
مصاحبه با كسي كه 45 سال با اشخاص مختلف مصاحبه كرده و عمري براي ديگران قلم زده، به مناسبت هفدهم مرداد ماه «روز خبرنگار»، خالي از لطف نيست. به همين خاطر به سراغ يک خبرنگار شهرستاني قديمي رفتيم.
مردي از جنس عشق
به ديدار آقاي عبدالحسين جعفري خبرنگار قديمي و بازنشسته موسسه اطلاعات و همكار قديمي رفتيم تا با سفري به كوچه باغ خاطرات گذشته، دفتر خاطراتش را ورق بزنيم و گوشههايي از چهل سال فعاليت خبرنگاري وي را بازگو كنيم.
چگونه خبرنگار شدم
*آقاي جعفري از خودتان بگوييد و اينكه چگونه به حرفه خبرنگاري مشغول شديد؟
**سال 1341 خورشيدي درحالي كه هنوز دوران تحصيلات خود را به صورت شبانه ميگذراندم، وارد حرفه خبرنگاري شدم و چون به اين شغل علاقه خاصي داشتم خيلي زود مرحوم استاد حسين عموميان (سرپرست وقت روزنامه اطلاعات در استان اصفهان) به استعداد و علاقه من پي برد و من را مامور تهيه خبر كرد. من نيز خيلي زود پيشرفت كردم، بطوري كه در سالهاي 43-42 گزارشها و مطالبي را كه تهيه و ارسال ميكردم در روزنامه اطلاعات و ديگر مجلات موسسه بويژه در مجله «اطلاعات هفتگي» به چاپ ميرسيد.
*اوضاع حاكم بر آن زمان براي پرداختن به فعاليت خبرنگاري و ابزار و امكانات مورد نياز چگونه بود؟
**در آن سالها ابزار و امكانات مورد نياز براي حرفه خبرنگاري بسيار محدود بود، براي مثال ضبط صوت كه امروز يكي از ابزارهاي اوليه حرفه خبرنگاري به حساب ميآيد، دراختيار ما نبود. خبرنگار بايد مطالب مصاحبه شونده را تند و سريع مينوشت. ضمن آنكه بايد دقت ميكرد تا درست بنويسد تا بخصوص در آمار و ارقام يا اسم و مسووليت اشخاص دچار اشتباه نشود، از طرف ديگر منابع خبري پراكنده بود و وسيله رفت و آمد هم در اختيار نداشتيم. ضمناً براي تهيه عكس بايد حتماً عكاس در كنار خبرنگار حضور داشت و اگر عكاس روزنامه حضور نداشت بخشي از كار خبرنگار ناقص ميماند.
*نحوه ارسال خبر به تهران براي چاپ چگونه بود؟
**اخبار و گزارشها را روي برگ تنظيم خبر مينوشتم و بايد حتماً از كاربن براي نسخه دوم بايگاني خبر استفاده ميكرديم. خبرها بازخواني، تنظيم و اصلاح ميشد و در دفتر ارسال خبر ثبت ميشد و پس از ذكر تاريخ و شماره دفتر، هر روز توسط يكي از شركتهاي مسافربري با دريافت قبض رسيد يا بارنامه به تهران فرستاده ميشد.
*خبرنگاري امروز را چگونه ترسيم ميكنيد؟
**امروز مظلوميت خبرنگار در اين است كه خبرنگار بوسيله روابط عموميها تغذيه خبري ميشود و خبرها با نظر و ديدگاه يا در نتيجه كنكاش و تلاش خبرنگار تهيه نميشود. در موارد ديگر نيز خبرنگار از اينترنت راه دستيابي به خبر را به روي خود ميگشايد، درحالي كه بايد استفاده از ابزار جديد خبرگيري و خبررساني به نحو مطلوب و مطابق با تعريف اين ابزارها باشد. خبرنگار هنگام تنظيم خبر، بايد به مخاطب فكر كند نه اينكه به چاپ اخبار يكدست كه تنظيم مشخص و حساب شدهاي دارد و صرفاً منافع مورد نظر سازمان مربوطه در آن لحاظ شده است.
*چه شد كه براي نخستين بار در تاريخ مطبوعات كشور اقدام به برپايي نمايشگاه آثار خود كرديد؟
**از همان دهه 40 به انگيزه دستيابي خوانندگان به نشرياتي كه براي آنها قلم ميزدم، همه اخبار و رويدادها را در دفاتري ميچسباندم و در نتيجه اگر مراجعهكنندهاي تا چند سال پس از چاپ خبر، به دفتر روزنامه مراجعه ميكرد به راحتي ميتوانست خبر يا گزارش موردنظر خود را پيدا كند. پس از آن كه سي و چند سال از عمر خبرنگاريام گذشته بود، ابتدا تصميم گرفتم 30 تابلو به نشانه 30 سال كار از آثار خود را عرضه كنم و آنها را به نمايش بگذارم اما در عمل 15 تابلو به گلچيني از اخبار و گزارشهاي مربوط به مجله «اطلاعات هفتگي» اختصاص يافت و 15 تابلو به واقعه قتل آيتالله شمسآبادي و ساير موارد اختصاص پيدا كرد. اين تابلوها با عنوان «سي سال خبرنگاري همگام با مردم» همان سال كه مصادف با يكصدمين سالروز تولد امام خميني(ره) بود مورد بازديد تني چند از استادان روزنامهنگاري كه به اصفهان سفركرده بودند و نيز معاون مطبوعاتي وقت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي واقع شد و مورد توجه همگان قرار گرفت. پس از آن بر آن شدم كه تابلوها را تكميل كنم و تاكنون 700 تابلو 70X100 سانتيمتر از آثار خبري خود را تهيه كردم كه البته هنوز هم تكميل نيست و شايد چهارصد يا پانصد تابلوي ديگر به اين مجموعه اضافه شود.
*تاكنون در چند نمايشگاه شركت كردهايد؟
**در بيش از سيزده نمايشگاه اختصاصي و جمعي شركت كردهام كه از آن جمله ميتوان نمايشگاه هفته دفاع مقدس، جشنواره نشريات دانشجويي كشور، جشنواره مطبوعات استان اصفهان، سه سال در نگارستان امام خميني(ره)، كانون جانبازان شهيد مطهري، فرهنگسراي اشراق شاهينشهر و كانون فرهنگي - هنري شهيد آويني مباركه را نام برد.
*از خاطرات تلخ و شيرين خود در طول اين سالها بگوييد.
**همه زندگي من خاطره است، چون عاشق حرفه خبرنگاري بودم. بيشتر خاطراتم شيرين است ولي خاطرات تلخ آن هم خيلي تلخ بود! مصاحبه با خانواده امام موسي صدر، پروفسور علي جوان كاشف ليزر، تاج اصفهاني(ره) خواننده بلندآوازه ايران، گفتگو با هنرمندان نقاش، طلاكوبي، خوشنويسي، تذهيب، خاتم، منبت و صدها مورد ديگر كه همگي آنها در مجله «اطلاعات هفتگي» به چاپ رسيده است از خاطرات شيرين دوره خبرنگاري من است.
*يك مورد از خاطرات خود را تعريف كنيد.
**در جريان قتل آيتالله شمسآبادي چون از لحاظ توليد خبر بايد سريع وارد عمل ميشديم و خبرها را به تهران ارسال ميكرديم، دادستان وقت دستور داد كه من را به دادگستري راه ندهند. وقتي به دفتر روزنامه اطلاعات بازگشتم، علت را تلفني جويا شدم كه دادستان تلفني دلايل خود را گفت و من همه اظهارات او را به تهران براي چاپ ارسال كردم. دادستان پس از چاپ مطلب، من را احضار و تاكيد كرد كه ديگر مطلبي در مورد قتل آيتالله شمسآبادي ننويسم و قرار شد يك هفته مطلبي مخابره نشود تا متهمان به قتل دستگير شوند. سرانجام دو روز پس از اين تصميم اطلاع يافتم كه متهمان به قتل در «قهدريجان» اصفهان دستگير شدهاند.
فوراً خود را به آنجا رساندم. وارد پاسگاه و سپس وارد اتاقي شدم كه يك سرگرد نظامي ايستاده بود. سلام كردم و گفتم: جعفري از اطلاعات! او موسسه اطلاعات را با اطلاعات ساواك اشتباه گرفت و خبردار ايستاد! بالاخره نشستم و خطاب به سرگرد گفتم: شاهكار كرديد، چقدر خوب عمل كرديد و او نيز تمام مراحل دستگيري متهمان را بيان كرد. من نيز قبل از لو رفتن خودم با آرزوي موفقيت براي آنان خداحافظي كرده و به اصفهان بازگشتم. ضمن اينكه تا اصفهان از اتفاقي كه پيش آمده بود ميخنديدم. وقتي به اصفهان آمدم به دادستان تلفن زدم و گفتم متهمان دستگير شدند. او گفت: اگر اين خبر را بنويسيد تكذيب ميكنم و با شما برخورد خواهم كرد، اما ما كار خودمان را كرديم.
با استفاده از انرژي خورشيد و بدون آلودگي در تبريز ساخته شد
خودرويي كه بدون بنزين در آب و خشكي حركت ميكند
از: كاظم نيكرفتار - خبرنگار اطلاعات هفتگي در تبريز
يك دانشآموز در تبريز خودرويي را اختراع كرده كه بدون مصرف بنزين يا هرگونه سوخت فسيلي قادر به حركت در آب و خشكي است.
به گزارش رسيده اين خودرو توسط رامين ايماني خوشخو دانشآموز تبريزي ساخته شده و اخيراً در مراسمي با حضور مسوولان اداره آموزش و پرورش آذربايجان شرقي در تبريز مورد بهرهبرداري قرار گرفت.
اين دانشآموز مخترع در مورد خودروي آبي - خاكي كه با انرژي خورشيد حركت ميكند، گفت: اين خودرو قادر به حركت در آب و خشكي است و نيروي محركه آن، الكتريسيته حاصل از سلولهاي خورشيدي و پروفيلهاي سبك است.
رامين ايماني خوشخو با تشريح ويژگيهاي اين خودرو اظهار داشت: اين خودرو در ابعاد مختلف قابل طراحي است ولي در اين نمونه ساخته شده عرض خودرو 5/197 سانتيمتر، طول 468 سانتيمتر و ارتفاع آن 5/103 سانتيمتر است.
وي گفت: درحال حاضر ظرفيت سرنشين اين نوع خودرو يك نفر است و من براي ساخت آن يكسال تلاش كردم.
وي با اشاره به وزن اين خودرو خورشيدي يادآور شد: وزن خالص اين خودرو 248 كيلوگرم است.
به گفته وي در اين خودرو خورشيدي برق توليد شده توسط سلولهاي خورشيدي به الكتروموتورها هدايت و موجب حركت خودرو ميشود.
اين دانشآموز مبتكر اضافه كرد: علاوه بر اين، برق حاصله از انرژي خورشيد به باتري منتقل ميشود تا به صورت انرژي ذخيره درصورت لزوم در اين خودرو مورد مصرف قرار گيرد.
وي يادآور شد: اين وسيله فاقد هرگونه آلودگي زيست محيطي است و بزرگترين امتياز آن اين مورد است كه هزينهاي براي تامين سوخت مصرفي آن نبايد پرداخت كرد، همچنين توليد برق در اين خودرو آلودگي صوتي ايجاد نميكند.
اين خودرو تيرماه امسال در سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان در تبريز مورد پردهبرداري قرار گرفت و حركت آن به نمايش گذاشته شد.
اين خودرو كه مراحل نهايي ثبت خود را ميگذراند، قادر است با يكبار شارژ، حداقل مدت شش ساعت مداوم در آب و خشكي حركت كند.
رامين ايماني خوشخو دانشآموز سال سوم راهنمايي مدرسه شهيد مدني تبريز است.
گزارشي از مدرسه روستاي سفيلان كه قربانگاه 14 فرشته بود
آخرين درس مرگ!
از: رضا باميري - خبرنگار اطلاعات هفتگي در لردگان
در جريان يك حادثه آتشسوزي كه پنجم دي ماه 1383 در مدرسه روستاي سفيلان واقع در شهرستان لردگان رخ داد، 13 نفر دانشآموز و يك نفر معلم اين مدرسه بر اثر آتش جان باختند.
امروز بعد از گذشت سه سال از اين حادثه غمانگيز و جانكاه، خبرنگار «اطلاعات هفتگي» در لردگان گزارشي را ارسال كرده است.
كاووس صادقي دهيار روستاي سفيلان در زمينه اقدامهاي صورت گرفته اظهار داشت، بعد از حادثه پرپر شدن 13 دانشآموز و يك نفر معلم، ساختمان يك دبستان با 5 كلاس در زميني به مساحت دو هزار مترمربع در زمين اهدايي مردم ساخته شد و هماكنون 35 نفر از دانشآموزان اين روستا در مقطع ابتدايي در آن مشغول به تحصيل هستند.
وي افزود: از سوي اداره كل آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختياري سه نفر معلم به اين روستا اعزام شده است.
وي يادآور شد: اين مدرسه نوساز مجهز به سيستم گرمايشي شوفاژ، دستگاه ديجيتال هشداردهنده آتش و امكانات ايمني است كه مبلغ دويست ميليون تومان اعتبار آن از سوي سازمان نوسازي مدارس و رياست جمهوري تامين شده است.
دهيار روستاي سفيلان با اشاره به ساير فعاليتهاي عمراني در اين روستا، افزود: احداث دهياري، گازكشي به روستا، ايجاد آسفالت جاده به شعاع سه كيلومتر، احداث پلي به ارتفاع 5 متر و عرض 8 متر كه روستاي سفيلان را به جاده اصلي وصل ميكند و همچنين اعطاي سهام عدالت به 13 نفر از افراد محروم از ديگر اقدامهاي صورت گرفته در اين روستا است.
وي در زمينه رسيدگي به آسيبديدگان حادثه آتشسوزي در مدرسه اين روستا اظهار داشت: مبلغ 30 ميليون تومان ديه به هريك از اولياي 13 نفر دانشآموز حادثه ديده پرداخت شد كه همگي مبلغ مذكور را صرف امور خيريه شامل: ساخت مساجد، حسينيه، مدارس و كمك به فقرا و ايتام و حمايت از زندانيان كردهاند.
وي يادآور شد: تدارك سفرهاي تداركاتي مانند سفر به مشهد مقدس و عتبات عاليات از جمله اقداماتي است كه براي خانوادههاي دانشآموزان جان باخته انجام شده است.
كاووس صادقي در زمينه مشكلات روستاي سفيلان گفت: نبود طرح هادي و خطر سيل از جمله مشكلات اهالي اين روستا است، روستا در معرض خطر سيل قرار دارد و در فصل زمستان مردم روستا هنگام بارندگي با بيل، كلنگ و تراكتور، آبراههها را به گوشه و كنار هدايت ميكنند، چون سيلاب به سوي خانههاي مردم اين روستا روانه ميشود.
دهيار سفيلان در زمينه مدرسه حادثه ديده گفت: ساختمان مدرسه قديمي كه داراي مساحتي بالغ بر 90 مترمربع است ترميم، مرمت و حصاركشي شده است ولي اهالي روستا به علت خاطره بدي كه از آن دارند، رغبتي به ساختمان مدرسه قديمي ندارند.
دهيار و عضو شوراي روستاي سفيلان افزود: خدمات انجام شده به روستا نسبت به قبل از حادثه بسيار عالي است. وي همچنين خواستار تعامل مسوولان و ارتباط آنان با اهالي روستا و خانوادههاي داغديده براي دلجويي هرچه بيشتر از آنان شد.
وي افزود: آرامگاه چهارده نفر قربانيان حادثه آتشسوزي مدرسه روستاي سفيلان در فضايي به مساحت 120 مترمربع و به صورت سرپوشيده با تمام تجهيزات كامل ساخته شده و گلدسته آرامگاه قربانيان اين حادثه نيز با آيههاي قرآن مزين شده است.
وي اضافه كرد: 22 ميليون تومان هزينه ساخت اين آرامگاه توسط اولياي دانشآموزان تامين شده است.
تولد گوساله دوسر در خمام
از: آرمان عابد خبرنگار اطلاعات هفتگي در رشت
عكس از: سيروس رنجبر
در پديدهاي نادر، گوسالهاي با دو سر و سه چشم در بخش خمام رشت متولد شد.
در دهههاي گذشته موجودات عجيبالخلقهاي متولد ميشدند كه به دليل اعتقاداتي كه درميان مردم رايج بود، بدون اينكه كسي از آن خبردار شود، موجود عجيبالخلقه را از بين ميبردند. اما در دنياي كنوني با گسترش رسانههاي همگاني، اين موضوع به شكلي نسبتاً عادي درآمده است و امروزه شاهد شنيدن خبرهايي از اين دست هستيم.
در يكي از اين رخدادهاي عجيب و نادر در بخش خمام يكي از بخشهاي شهرستان رشت، يك رأس ماده گاو در چهارمين زايمان خود گوسالهاي با دو سر، دو دهان، دو بيني، دو گوش و سه چشم به دنيا آورد.
دكتر ميرجلالي دامپزشك شاغل در بخش خمام در اين زمينه گفت: بدليل كوچك و ضعيف بودن رحم گاو مادر، فضاي كافي براي رشد گوساله وجود نداشته است، طبق شواهد، اين گوساله ابتدا دوقلو بوده كه به علت فضاي محدود در داخل رحم گاو مادر، به شكل كنوني تبديل شده است.
اكبر پورحسينزاده صاحب گوساله كه يكي از دامداران روستاي «اسلام محله» خمام است، در زمينه اين رخداد گفت: اين گوساله چهارمين گوساله اين گاو است و سه رأس گوساله ديگر سالم هستند.
دكتر ميرجلالي دامپزشك كه در ساعت اوليه تولد گوساله مذكور در محل تولد حضور يافته بود، به صاحب گوساله توصيه كرد: گوساله زنده نميماند، آن را تغذيه كنيد و در محلي مناسب قرار دهيد.
به گزارش رسيده اين گوساله سه روز بعد از تولد تلف شد.
سخني با خوانندگان
سلامي به اوج درخشش ستارهها به همراهان هميشگي. اين نهال كوچك را با هزاران اميد در دل خاك كاشتيم و مطمئنيم كه با آبياري و رسيدگي شما به حيات خويش ادامه ميدهد.
قصد داريم جالبترين و شاخصترين رخدادهايي را كه در گوشه و كنار كشورمان رخ ميدهد، منعكس كنيم و اين امر ممكن نيست مگر با همكاري شما عزيزان.
رخدادها و خبرهاي جالبي را كه در گوشه و كنار شهر و محل اقامت شما رخ ميدهد به همراه عكسي از آن خبر و رخداد براي ما بفرستيد و ما پس از بررسيهاي لازم آن را به نام شما به چاپ ميرسانيم.
ما منتظر ارسال خبرهاي داغ، پيشنهادها و انتقادهاي شما هستيم.
سرويس گزارش شهرستانها
كشف يك سنگ باستاني در هريس
از: محرم فرزانه
خبرنگار اطلاعات هفتگي در هريس
يك سنگ باستاني در روستاي «برازين» از توابع شهرستان هريس در حياط يك مدرسه كشف شد. دانشآموزان مدرسه راهنمايي شهيد محمدزاده روستاي برازين هنگام ورزش و بازي ناگهان به يك سنگ باستاني در حياط مدرسه برخورد كردند. به گزارش رسيده، اين سنگ داراي نقش نيم تنه انسان و مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد است. اولياي اين مدرسه پس از اطلاع از وجود اين سنگ باستاني در حياط مدرسه، بلافاصله ماموران را خبر كردند تا نسبت به خارج كردن آن از زير خاك اقدام كنند.
متاسفانه هيچ عكسي از اين سنگ باستاني دراختيار نداريم.
خبرهاي رسيده
محرم فرزانه از هريس: از حسن توجه شما به اطلاعات هفتگي قدرداني ميشود. شماري از خبرهاي ارسالي شما در نوبت چاپ قرار دارد، اما خبرهاي مربوط به كشف خودروي سرقت شده يا دستگيري سارق سيمهاي برق مربوط به صفحه حوادث روزنامه است. منتظر ارسال خبرهاي داغ از طرف شما هستيم.
ناصر، ليلا و امالبنين حكيمي از هنديجان: خبر مربوط به اعتياد يك دختر 15 ساله به بوي بنزين با توجه به وضعيت روحي و جسمي اين دختر، قابل چاپ نيست. همچنين خبر اعتراض صاحبان شناورهاي تجاري و نارضايتي مردم از شركت گاز مربوط به صفحه «ترازو» است. منتظر خبرهايي داغ از شهر شما هستيم.
مصطفي ذبيحي از بندر ديلم: از توجه شما به اطلاعات هفتگي قدرداني ميشود. خبر شما در نوبت چاپ است، در انتظار ارسال خبرهاي مربوط به رخدادهاي جالب توجه در بندر ديلم هستيم.
كاظم نيكرفتار از تبريز: با قدرداني از شما كه با وجود مشغله زياد براي ما خبر ميفرستيد، خبر مربوط به اعدام براي سرويس حوادث روزنامه قابل استفاده است.
علي خاكزاد از ساري: خبر شما در نوبت چاپ است. در صورت امكان شماره تلفن آقاي مرتضي باقرزاده را به اطلاعات هفتگي ارسال كنيد.
محمود دبستاني از خراسان جنوبي: خبر شما در نوبت چاپ است.
شهرام حيدري از تبريز: خبر شما در آينده نزديك به چاپ ميرسد.
با قدرداني از همكاري و همفکري: خانم ليلا ميرشيري از اصفهان، آقاي داوود غرانوش از تهران، آقاي امير غفاريان از مشهد، خانم مينا گلبرگ از ساوه و خانم بهاره مهرنژاد از تهران.
کاش برنده مسابقه، زنده ميماند
از: بهاره مهرنژاد
در يكي از روزهاي سرد دي ماه سال گذشته، مادر «پريا پروار» در قسمتي از پاي دخترش يك لکه كبود مشاهده كرد و بلافاصله او را به نزد پزشك برد، بعد از آزمايشهايي كه صورت گرفت معلوم شد كه وي به يك بيماري خوني نامعلوم مبتلا شده است و به همين علت «پريا» در بيمارستان كودكان تبريز بستري شد.
بچهها در دعاهاي خود در اين بيمارستان براي شفاي خود و ديگران دعا ميكردند. در همين زمينه كاركنان حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي تبريز يك متن فراخوان را در تابلوي اعلانات بيمارستان كودكان اين شهر نصب كردند تا بچههاي بيمار در مسابقهاي با عنوان «دستهاي كوچك دعا» شركت كنند.
حوزه هنري قرار بود كه خرداد ماه نتايج اين مسابقه را اعلام كند، اما به دليل حجم زياد نامهها روز چهارم تير ماه جاري اسامي برندگان اعلام شد و اين درحالي بود كه دقيقاً 4 روز قبل از اعلام نتايج مسابقه، نفر برگزيده اين جشنواره يعني «پريا پروار» دعايش مستجاب شده بود و...
جشنواره «دستهاي کوچک دعا»
«... من توي دلم از خدا خواستم كه من و تمام بچههاي بيمارستان را شفا دهد. كاش خدا اين حرفم را بشنود.»
اينها جملات «پريا پروار» دختر ده ساله تبريزي است كه از خدا خواست تا او و ديگر كودكان بستري در بخش خون بيمارستان را شفا دهد، نامهاي كه وي در لحظه سال تحويل در بيمارستان نوشت و جايزه ويژه جشنواره «دستهاي كوچك دعا» را از آن خود كرد، اما ديگر «پريا» نبود تا وقتي اسمش را به عنوان برنده اعلام ميكنند، جايزه را دريافت كند، چون خدا حرف وي را شنيده بود و چهار روز قبل از برگزاري جشنواره «پريا» را به سوي خود خوانده بود...
در اين جشنواره كه تيرماه امسال در سالن نمايش سينما قدس شهر تبريز و با كوشش حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي آذربايجان شرقي با همكاري اداره كل آموزش و پرورش، كانون پرورش فكري، صدا و سيما، انجمن سينماي جوان، اداره كل شيلات و نيروي انتظامي استان برگزار شد، از مجموع شش هزار نامه ارسالي كودكان از 30 استان، نامه «پريا پروار» به دليل حس نوعدوستي و عافيتطلبي براي كودكان بيمار از سوي هيات داوران، برنده جايزه ويژه شناخته شد.
در جريان اين جشنواره بعد از اينكه هيات داوران اسم «پريا» را به عنوان برنده بخش ويژه اعلام كرد، از مادر «پريا» خواسته شد به جاي دخترش جايزه وي را دريافت كند. وقتي حس و حال مادر «پريا» را پرسيديم ضمن اظهار تاسف از اينكه اعلام برنده شدن پريا در جشنواره بعد از فوت وي انجام شد، گفت:
كاش اين اتفاق زودتر ميافتاد و «پريا» هم ميتوانست در اين جشن شركت كند و خودش جايزهاش را بگيرد، اما تقدير خدا بر اين بود كه وي در ميان ما نباشد. مادر «پريا» درحالي كه گريهكنان سالن را ترك ميكرد، از جامعه پزشكان تقاضا كرد تا نسبت به وضعيت بيماران خوني در بيمارستانها رسيدگي شود.
در بخش نهايي دومين جشنواره «دستهاي كوچك دعا»، عماد نظري از اراك و آريا كمانگر از كردستان اول و فائزه فشنگچي بناب از ميانه و آيلين چراغي از زنجان دوم شدند. علي عباسي از اراك و محمد زارعي نوروزي از خراسان رضوي نيز مقام سوم اين بخش را از آن خود كردند.
در ميان نامههاي ارسالي، چند نامه از كودكان كشورهاي افغانستان و جمهوري آذربايجان به چشم ميخورد كه هيات داوران هدايايي را به رسم يادبود به آنها و 14 كودك ديگر شركتكننده در جشنواره كه نامههايشان تجلي معنويت، همنوعدوستي، صداقت كودكانه و گفتار بيپرده حقيقت بود، اهدا كرد.
اين جشنواره درحالي به كار خود پايان داد كه تعدادي از مردم نيكوكار شهر تبريز با حمايت بنياد خيريه الزهرا(س) هزينه درمان كودكان بيمار شركتكننده در جشنواره و كودكي را كه پدرش بر اثر بيماري قلبي در بيمارستان بستري بود و از خدا شفاي وي را خواسته بود، به عهده گرفتند.
«پريا» در دعاي خود نوشته بود: «من همراه مادرم براي تحويل سال نو بيدار مانده بوديم، چون سال تحويل ساعت 3 بامداد بود و بقيه خواب بودند، مادرم از من خواست موقع سال تحويل هرچه از خدا ميخواهم، بخواهم. من هم توي دلم از خدا خواستم من و تمام بچههاي بيمارستان را شفا بدهد و اي كاش خدا اين حرفم را بشنود.»
مردي كه به مرگ جواب رد داد!
گزارش از: محرم فرزانه
خبرنگار اطلاعات هفتگي در هريس
يكي از هموطنانمان در شهر هريس از توابع استان آذربايجان شرقي از جمله انسانهايي است كه در مبارزه با مرگ به پيروزي رسيده و شاهد حيات را در آغوش كشيده و دوباره به زندگي لبخند زده است.
بهراستي از ديار هستي رهسپار ديار نيستي شدن و دوباره به ديار هستي بازگشتن حكايت جالبي دارد كه دانستن ويژگيهاي اين رفت و برگشت، از زبان خود شخص مسافر خواندني است:
در روزهاي پاياني سال 1383 خورشيدي، مردي كه به سبب عارضه قلبي فوت كرده بوده بعد از 15 دقيقه دوباره به زندگي بازگشت تا عيد نوروز را در كنار سفره هفت سين و اعضاي خانواده خود بگذراند.
صفر آقابيگي، كشاورز ساكن هريس است و حدود 25 سال سابقه كار در تهران دارد و به حرفههايي همچون نقاشي ساختمان و نانوايي در پايتخت اشتغال داشته است. وي بعد از بازگشت به هريس، از راه كشاورزي، زندگي خود را تامين ميكرد تا اينكه...
سكته قلبي
صفر آقابيگي در زمينه حادثه فوت خود، اظهار داشت: بطور معمول مشغول كارهاي روزمره بودم كه ناگهان در ناحيه قفسه سينه درد نسبتاً شديدي را احساس كردم و به سختي خود را به درمانگاه شماره 2 هريس رساندم.
پرسنل درمانگاه پس از آزمايش و گرفتن نوار قلب تشخيص دادند كه دچار سكته قلبي شدهام و سريعاً من را به تبريز اعزام كردند.
جدال بين مرگ و زندگي
هنگام انتقال صفر آقابيگي به تبريز، قلب وي از كار افتاد و همه علائم حياتي وي از بين رفت و كادر پزشكي پس از ناكام ماندن براي زنده كردن دوباره وي، مجبور شدند كه فوت وي را اعلام كنند.
معجزه
هنگامي كه گواهي فوت صفر آقابيگي صادر و جسد براي انتقال به سردخانه آماده شد، اتفاق عجيبي رخ داد و قلب وي آغاز به تپيدن كرد و گردش خون در بدن صفر آقابيگي به جريان افتاد و علائم حيات در بدن وي ظاهر شد.
بعد از سه سال
هماكنون سه سال از آن روز ميگذرد و صفـــر آقابيــــگي سرزنده و شاداب به همراه همسر خود در شهر هريس آذربايجان شرقي زندگي ميكند و به كارهاي روزمره خود مشغول است. ناگفته نماند كه به دستور پزشك، صفر آقابيگي اجازه رفتن به كشتزار و انجام كارهاي كشاورزي را ندارد.
دوران درمان
صفر آقابيگي به مدت 14 روز در بيمارستان شهيد دكتر لواساني تهران زيرنظر دكتر مجيد دهقاني، متخصص قلب و عروق بوده است، اما از وضعيت بيمارستان شهيد مدني تبريز كه در آن توجه كافي نسبت به معالجه وي نشده، گلايه دارد.
درآمد زندگي
وي در زمينه امرارمعاش خود گفت: دو قطعه زمين كشاورزي براي كاشت گندم و يونجه دراختيار داشتم كه بر روي آن مشغول كار كشاورزي بودم، اما بعد از بيماري، آنها را به برادرم سپردم كه در سود حاصله از آن شريك هستم و به غير از اين ديگر هيچ منبع درآمد ديگري ندارم.
حشرات موذي اهالي زرنديه را کلافه کردند
از: مينا گلبرگ (خبرنگار اطلاعات هفتگي)
باخبر شديم كه اين روزها مردم زرنديه ساوه از دست مگسهايي كه روزبهروز به تعدادشان افزوده ميشود، كلافه شدهاند.
مهندس راضيه طاهري كارشناس حفظ امور نباتات اداره جهاد كشاورزي زرنديه دليل افزايش حشرات موذي در اين فصل را وجود دامداريها و گاوداريها در اطراف شهرستان زرنديه عنوان كرد و افزود: شفيره شدن مگسها در داخل كودهاي حيواني صورت ميگيرد و چون كود حيواني براي رشد و نمو درختان و گياهان منطقه مورد استفاده قرار ميگيرد، تعداد مگسها به شكل قابل توجهي در اين منطقه افزايش يافته است.
وي در زمينه راهكار لازم براي كاهش تعداد اين مگسها گفت: توزيع سم و استفاده از كود حيواني كه پوسيدگي كمتري داشته باشد، راه كاهش اينگونه حشرات است.
وي يادآور شد: كود حيواني كه پوسيدگي زيادي دارد باعث ازدياد شفيره مگسها ميشود.
وي در زمينه انواع بيماري كه از طريق اين مگسها به انسان منتقل ميشود، گفت: شايعترين بيماري، عفونت رودهاي است و چون مگس داراي دست و پاهايي پر از مو و كرك است، به همين سبب باعث آلودگي محيط ميشود. ضمناً مگس گاهي نيز بيماريهاي مشترك بين پستانداران را به انسان منتقل ميكند.
وي يادآور شد: مگس در تماس با محيطهاي آلوده، خيلي سريع آلودگي را جذب ميكند، اما اگر مگس در معرض خشكي قرار بگيرد، احتمال انتقال ميكروب به انسان توسط مگس كاهش مييابد.
مهندس راضيه طاهري در زمينه مسووليت اداره جهاد كشاورزي در مبارزه با اينگونه حشرات موذي گفت: برطرف كردن اين مشكل در حيطه وظايف اين اداره نيست.
همچنين حميد اعتماد كشاورز نمونه زرنديه در اين زمينه گفت: تا سال گذشته عمليات سمپاشي توسط هواپيما انجام ميشد، اما به دليل اينكه در اين روش برخي حشرات مفيد هماره با حشرات موذي نابود ميشد، به پيشنهاد كشاورزان منطقه، كار سمپاشي توسط خود كشاورزان صورت گرفت و همين امر باعث افزايش ناگهاني حشرات موذي از جمله مگس شده است.
تبريز: شهر اولينها
شهرام حيدري خبرنگار افتخاري مجله «اطلاعات هفتگي» در تبريز با ارسال متني به مناسبت يكصدمين سال تاسيس نخستين انجمن شهري در تبريز نوشته است: يكصدمين سالگرد تاسيس انجمن شهري در تبريز، بهانهاي بود براي معرفي تبريز به عنوان شهر اولينها.
نقطه آغاز مشروطيت و مبارزه با استبداد از اين شهر آغاز شد، اولين چاپخانه در تبريز نصب شد، اولين سينما در اين شهر گشايش يافت، فن عكاسي به همت ملك قاسم ميرزا فرزند فتحعلي شاه قاجار در اين شهر رواج يافت، اولين دانشكده پرستاري و مامايي در تبريز آغاز به كار كرد.
ضمنا تبريز تنها شهر ايران است كه در آن متكدي وجود ندارد و انجمنهاي خيريه در آن فعالانه در تلاش هستند، همچنين از اتباع بيگانه غيرمجاز در اين شهر خبري نيست.
شهرام حيدري همچنين يك جلد كتاب «بلديه تبريز، نخستين شهرداري ايران» را ارسال كرده كه در مقدمه اين كتاب آمده است:
« شايد براي برخي هماكنون نيز اين سوال مطرح شود كه چطور شد محمدعلي شاه در عرض يك روز در دوم تير ماه سال 1287 با كودتاي ضدانقلابي خود، مجلس شوراي ملي را در تهران برافكند و همزمان با سركوب انجمنهاي ملي و جرايد آزاد در تمام شهرها، بر مشروطيت در سراسر كشور نقطه پايان گذاشت، به غير از تبريز كه نهتنها مرعوب و مغلوب دربار قاجار نگرديد، بلكه با مقاومت مردانهاش نهفقط محمدعلي شاه را از تخت سلطنت به زير كشيد، بلكه مشروطيت را مجددا به سراسر ايران بازگردانيد.»
شايان گفتن است كه كتاب «بلديه تبريز، نخستين شهرداري ايران» نوشته دكتر صمد سردارينيا توسط ستاد برگزاري بزرگداشت يكصدمين سال تاسيس شورا و شهرداري تبريز اخيرا در 3 هزار نسخه چاپ و منتشر شده است.
مقدمه
شهر لردگان در جنوب استان چهارمحال و بختياري واقع شده است كه قدمت آن به دورة عيلاميان ميرسد. با بررسي متون تاريخي مشخص شده كه تمدنهاي بسياري در اين شهر به عرصة ظهور و نابودي رسيده است. در گوشه وكنارشهرلردگان چند تپة باستاني وجود دارد كه بقاياي كاخهاي دورة عيلاميان بوده و هم اكنون خراب شده و به شكل توده خاك در آمده است. اين شهر از ديرباز مركزي براي مبادلات عشايري به شمار ميرفته است.
پيشينه تاريخي
شهر لردگان بدليل داشتن آب و هواي مساعد و محيطي مناسب براي زندگي، در طول تاريخ اقوام و طوايف متعددي را در خود جاي داده و آثار تاريخي بر جاي مانده، نشانگر وجود تمدنهاي كهن در اين منطقه است.
بر اساس كشفيات باستان شناسي و متون تاريخي، قدمت زندگي در لردگان به هزارة ششم و هفتم قبل از ميلاد برميگردد.
لردگان در سالهاي دور به نام سه دهستان بختياري: «چانكي»، «خان ميرزا» و «فلاورد» شناخته ميشد. واژة لردگان به معني محل و مكان زيست لُرها است.
مردم شهر لردگان با اصيلترين واژههاي زبان فارسي كه ريشه در فارسي پهلوي دارد گفتگو ميكنند و اين بدين سبب است كه پاي بيگانگان كمتر به اين منطقه رسيده و به همين دليل در طول چند سده به طرز معجزهآسايي از اختلاط و امتزاج با ديگر زبانها محفوظ مانده است.
ويژگيهاي جغرافيايي
لردگان، داراي آب و هوايي نيمه مرطوب و معتدل است با زمستانهاي نيمه سرد و تابستانهاي نيمه گرم. به همين علت لردگان داراي پوشش گياهي غني است كه ميتوان از: باريجه، كيترا، سريش، ريواس و گلهاي وحشي همچون لاله، گل گاوزبان، ختمي و نسترن نام برد. ضمناً در صورت توسعه كشت اين محصولات، منبع درآمد مناسبي براي كشاورزان اين منطقه ايجاد ميشود.
مساحت اين شهر سه هزار و 396 كيلومتر مربع است و در 155 كيلومتري مركز استان چهارمحال و بختياري، (شهر كرد) قرار گرفته است و در 31 درجه و 31 دقيقه پهناي شمالي و 50 درجه و 49 دقيقه درازاي خاوري نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد و ميزان جمعيت آن بر طبق سرشماري سال 1385 به 145 هزار نفر ميرسد.
دسترسي لردگان به سه استان خوزستان، اصفهان و كهگيلويه و بوير احمد موجب شده كه اين شهر نقش پل ارتباطي را براي شرق و جنوب شرق استان ايفا كند. فاصله 70 كيلومتري آن با شهرستان ايذة خوزستان و همچنين فاصله 50 كيلومتري با شهرستان سميرم اصفهان و فاصلة 85 كيلومتري تا شهر ياسوج (مركز استان كهگيلويه وبويراحمد) موقعيت جغرافيايي ويژهاي را براي آن بوجود آورده و دسترسي آن را به مراكز جمعيتي ممكن كرده است.
مهمترين توانمنديهاي طبيعي لردگان عبارتند از: منابع جنگلي غني، وجود منابع آب بسيار زياد، وضعيت اقليمي و آب و هوايي مناسب، چشمه سارها و آبشارها و قرار گرفتن در كنار رشته كوههاي مهم، همچنين جريان يافتن رودخانه خراسان كه از ارتفاعات دنا سرچشمه ميگيرد، باعث بوجود آمدن منابع عظيم آب در اين شهر شده است. اين رودخانه همچنين حدفاصل دو استان كهگيلويه و بوير احمد و چهارمحال و بختياري است.
آثار تاريخي
* قلعههاي افغان لردگان: در خان ميرزا و تپه كندر در فلاورد دو تپه باقي مانده است. تپه لردگان كه باقي مانده قلعههاي افغانها در آن زمان است و ديگري قلعه لردگان كه بصورت مخروبهاي در كنار چشمه برم لردگان واقع شده است.
* قلعه زمان خان لردگان: قلعه لردگان بيش از يكصد سال عمر دارد و در مركز شهر كنوني و كنار چشمه و حوضچه آب مصفايي به نام برم قرار دارد. اين قلعه را شخصي به نام «زمانخان» كه اكنون نسل چهارم و پنجم وي در قيد حيات هستند، ساخته است. برم لردگان توسط خوانين زنگنه ساخته شده و از همان زمان قلعه نيز در كنار آن ساخته شد. تمامي قلعه زمانخان لردگان استثناي هشتي ورودي و چند متر حصار طرف باختر آن، تخريب و تسطيح شده، اما همين بقاياي به جا مانده اطلاعاتي از وضعيت معماري و مصالح به كار رفته در اين بنا را به دست ميدهد. اين قلعه در دو طبقه ساخته شده و شامل اندروني، بيروني، انبارهاي آذوقه، سرطويله و اصطبل است. علاوه بر اين در قسمتهاي مختلف زيرزمينهايي جهت غلات، نگهداري اسلحه و مهمات و زنداني كردن افراد تعبيه شده است.
* مرقد امامزاده عباس علي لردگان: اين امامزاده از نوادگان امام موسي كاظم(ع) است و مدفن ايشان در 10كيلومتري روستاي آلوني و در كنار روستا واقع شده است و تا لردگان 35 كيلومتر فاصله دارد. آب و هواي آن در تابستان ملايم و در زمستان سرد است.
* مرقد امامزاده سيد پير محمد علي لردگان: از نوادگان حضرت امام موسيكاظم(ع) است و در 5 كيلومتري لردگان در روستاي «منجرموثي» واقع شده است.
* مرقد امامزاده محمد شهسوار لردگان: از نوادگان امام موسي كاظم(ع) و مرقد ايشان در روستاي شهسوار در 45 كيلومتري لردگان واقع شده است.
* مرقد امامزاده سيد جعفر يثامي لردگان: از نوادگان امام كاظم(ع). مرقد ايشان در روستاي ثيامي در 50كيلومتري لردگان قرار دارد.
* مرقد امامزاده شاه عبدالرحمن لردگان: از نوادگان حضرت امام موسي كاظم(ع) است.
* مرقد امامزاده محمد حنفيه لردگان: از نوادگان امام موسي كاظم(ع). و در روستاي ميلان بابا احمدي از توابع فلاورد در 55 كيلومتري لردگان واقع است.
* مرقد امامزاده حسن علياكبر لردگان: از نوادگان امام كاظم(ع). و در روستاي علياكبر در 77 كيلومتري لردگان واقع است. مساحت بقعه 16متر و مساحت كل بنا 60 مترمربع است، مرقد اين امامزاده در ارتفاعات بلندي قرار گرفته است.
* مرقد امامزاده سيد محمد لردگاني: اين امامزاده از نوادگان امام كاظم(ع) است و در بالاي روستاي سيد محمد در 40 كيلومتري لردگان واقع شده است.
* مرقد امامزاده احمد لردگان: از نوادگان امام كاظم(ع) و در وسط روستاي شيرمرد در 54 كيلومتري لردگان واقع شده است.
* مرقد امامزاده شاه عبدالباقي لردگان: از نوادگان امام موسي كاظم(ع) و در روستاي كلگچي در 5 كيلومتري لردگان واقع است.
* مرقد امامزاده جعفر لردگان: از نوادگان امام كاظم(ع). و در روستاي پيران در 4كيلومتري لردگان واقع شده است. بناي امامزاده به علت مخروبه بودن در سال 1350 بازسازي و مرمت شده است.
* مرقد امامزاده سيد سلطان لردگان: از نوادگان امام موسي كاظم(ع). و در روستاي زرين درخت در 17كيلومتري لردگان واقع شده است. محل امامزاده جايي است كه از درختان جنگلي پوشيده شده و در نزديكي آن يك رودخانه جاري است.
صنايع دستي و سوغات
نمد مالي، كلاه دوزي و گيوه دوزي از جمله صنايع دستي لردگان است.
كساني كه به لردگان سفر ميكنند ميتوانند به عنوان سوغات، علاوه بر صنايع دستي مذكور اقلام خوراكي همچون: گز بلداجي (مغز بادامي، پستهاي، آردي، سكهاي، مخلوط و مخصوص)، فرآوردههاي لبني و دامي، سبزيجات (سير، موسير، قارچ، كرفس كوهي، تره كوهي)، خشكبار (كشمش، بادام سفيد، گردو)، پولك (ليمويي، زنجبيلي، نارگيلي، پرتقالي، كاكائويي، ساده) و نبات (زعفراني، ساده) را نيز تهيه كنند.
نشريه محلي
هفتهنامه آواي بختياري، شامل مطالب خبري، آموزشي و تحليلي، تنها نشرية محلي لردگان است.
صاحب امتياز و مدير مسئوول اين نشريه، مهدي كريمي است.
جاذبههاي طبيعي
* چشمه برم: چشمة زيباي برم در مركز شهر لردگان قراردارد. نام اين چشمه بدين سبب «برم» ناميده شده است كه از ديرباز محل استقرار چادر بزرگان و كلانتر ايل بوده است. محوطة اين چشمه به دليل ساختار طبيعي و جاذبههاي توريستي چشم هر بينندهاي را به خود جلب ميكند و در گرداگرد اين چشمه، بوستان و فضاي سبز ايجاد شده كه زيبايي و جلوه خاصي به آن بخشيده است، اين چشمه با آبدهي قابل توجه، حدود ده هزار هكتار اراضي زير كشت شاليكاران را آبياري ميكند، همچنين در خروجي ضلع غربي اين چشمه به دليل اختلاف ارتفاع، آبشارهاي متعددي ايجاد شده كه طراوت و شادابي خاصي به محيط اطرف بخشيده است. اين چشمه پرآب علاوه بر تأمين آب كشاورزي، يكي از سر شاخههاي رود كارون به حساب ميآيد.
* بوستان جنگلي پرَوزَ: اين بوستان در منتهياليه حدود جنوبي استان چهارمحال و بختياري در 50 كيلومتري لردگان واقع شده است. اين گردشگاه زيبا با طبيعت تماشايي خود در امتداد درهاي باصفا و سرسبز قرار گرفته است. فضاي خلوت، سايه سار درختان بلند و قد كشيده است اين بوستان، چشمههاي زلال متعدد و شاليزارهاي پراكنده و درختان جنگلي اطراف تصويري زيبا از طبيعت را به نمايش ميگذارد.
* منطقه حفاظت شده سبز كوه: اين منطقه با وسعتي در حدود 62 هزار هكتار در سه شهرستان بروجن، لردگان و عمدتاً اردل گستردگي دارد و داراي اكوسيستمهاي ويژه و چشماندازهاي طبيعي، مرتعي، جنگلي و كوهستاني است. آبشارهاي پرآب و ديدني مثل تنگ زندان و معدن، زيبايي اين منطقه را دوچندان كرده است.
اين منطقه داراي سه نوع آب و هوا است و به تبع آن جانوراني همچون: پلنگ، خرس قهوهاي، سنجاب بلوطهاي غرب ايران، كل، بز، كبك دري در اين منطقه زيست ميكنند.
* آبشار آتشگاه: اين آبشار در 50 كيلومتري شهر لردگان در درهاي سرسبز و با صفا بطول 3 كيلومتر قرار گرفته است. مسير اين آبشار از محل چشمه تا اتصال به رودخانه خرسان را فضاي سرسبز و بينظيري از انواع درختان و گياهان جنگلي فرا گرفته است. شيب زياد و پستي و بلنديهاي دره، آبشارهاي متعددي را ايجاد كرده است پيوند عناصر زيباي طبيعي همانند دره، سبزه زار و اقليم مناسب، فضاي بسيار فرحبخشي را براي تفرج در اين مكان فراهم آورده است.
* چشمه سندگان: اين چشمه در 75 كيلومتري شهر لردگان و در پاي كوه مشرف بر روستاي سندگان قرار دارد و با منابع آبي بسيار مناسب و باغات اطراف مجموعهاي فرحبخش و دلنشين را در خود جاي داده است.
* غارها: وجود كوههاي آهكي و تحولات داخلي آنها طي دورههاي پيشين موجب پيدايش حفرههاي وسيع و طولاني در كوههاي مختلف لردگان شده و ظاهراً در گذشتههاي دور مورد استفاده اقوام و بوميان بوده است.
از جملة اين اشگفتها ميتوان به اشگفتهاي لردگان درارمند اشاره كرد. اين اشگفتها هنوز مورد شناسايي علمي قرار نگرفته است و در صورت شناسايي و معرفي، از جاذبههاي توريستي منطقه محسوب ميشود.
* رودخانه لردگان: در اطراف اين رودخانه مزارع و شاليزارهاي زيادي وجود دارد كه از چشماندازهاي بسيار جالب توجهي برخوردار است.
راههاي ارتباطي و مركز اقامتي
فاصله لردگان تا پايتخت و شهرهاي اطراف به شرح زير است:
فاصلة لردگان تا تهران 676 كيلومتر، تا اراك 546 كيلومتر، تا ياسوج 415 كيلومتر، تا اصفهان 262 كيلومتر، تا همدان 759 كيلومتر، تا خرمآباد 637 كيلومتر، تا اردل 257 كيلومتر، تا شيراب 743 كيلومتر و تا اهو از 595 كيلومتر است.
در لردگان فقط يك مركز اقامتي بنام مهمانسراي يك ستاره جهانگردي داير است كه در خيابان شهيد كلانتري قرار دارد. تلفن 2343 ـ 0382522
به انگيزه اجراى طرح جديدمبارزه با بدحجابى و معضلات اجتماعى كه اخيراًتوسط نيروى انتظامى آغاز شده است و همچناناستمرار دارد، براى آشنايى هرچه بيشتر با جنبههاىروانشناسى و قانونى اين طرح، با چند تن ازمسوولان و صاحبنظران به گفتگو نشستيم.
سرهنگ مهدى احمدى، رئيس مركز اطلاعرسانىفرماندهى انتظامى تهران بزرگ و مسوول ادارهارتباط رسانى ناجا و همچنين دكتر فربد فدايى،روانپزشك و كارشناس خبره مسائل اجتماعى، دكترپرويز مظاهرى روانپزشك و چند نفر از شهروندانديدگاههاى خود را در اين زمينه مطرح کردند.
ديدگاههاى رئيس اطلاعرسانى فرماندهىنيروى انتظامى تهران
چگونه مىتوان فرهنگ پوشش را به سمت و سوى متعادل و مناسبى سوق داد؟
بسترسازى فرهنگـــى بايد از درون خانواده آغاز شود، در آموزش و پرورش تقــويت شود و در دانشگاه سير تكاملى خود را تثبيت كند و در كنارهمه اينها صدا و سيما مىتواند نقـــش موثرى ايفا كند، به همين منظور بايد با همكارى همه ارگانها براى ساختن كشورى آباد تلاش كنيم.
چگونگى برخورد با افراد و نحوه مجازات آنها راشرح دهيد.
اجراى اين طرح به سه شيوه صورت مىگيرد؛ اول: شيوه ارشادى كه به صورت برخوردهايى درحد صحبت با افراد در سطح جامعه است. دوم: شيوه انتظامى، ويژه افرادى است كه وضعيت خيلى نامناسبى دارند و با پوشش زنندهاى در سطح شهرظاهر مىشوند كه اين افراد به پايگاههايى كه از قبلدرنظر گرفته شده، منتقل مىشوند و در آنجا پس ازگفتگوى مشاوران و گرفتن تعهد از آنها، ازخانوادههايشان دعوت مىشود و پس از حضورخانوادهها در آن پايگاه و باتغيير وضعيت ظاهرى آزاد مىشوند. سوم: شيوه قضايى، شامل كسانىاست كه از حد متعارف خارج شده و سوابق قبلىداشته باشند يا دچار مشكلات اخلاقى باشند كه البته اين مورد درصد خيلى پايينى از افراد اجتماعرا شامل مىشود.
اين افراد پس از بازداشت به كجا منتقل شده و آياجداى از بقيه متهمان (معتادين، دزدان، قاتلين و...)نگهدارى مىشوند؟
براى اين منظور سه پايگاه به صورت متمركز در سطح شهر تهران درنظر گرفته شده است و افراد به هيچ عنوان در كنار بقيه متهمان قرار نمىگيرند، البتهانتقال افراد به اين مراكز به معنى بازداشت آنهانيست، بلكه افراد پس از يك مقطع زمانىكوتاهمدت كه شامل مراحل: مشاوره، نظرسنجى، دعوت از خانواده آنان و گرفتن تعهد است آزادمىشوند.
آيا گرفتن تعهد جزء سابقه كيفرى محسوب مىشود؟
هرگز، فقط به عنوان سابقه انتظامى محسوب مىشود و آن هم به دليل اين است كه اگر يكبارديگر با چنين وضعى در جامعه ظاهر شوند، با آنهابرخورد قضايى شود.
در اجراى اين طرح چه افراد و چه نوع پوششى مورد نظر است؟
ما با چهار گونه از پوششها برخورد مىكنيم: اول شلوار كوتاه، دوم روسرى خيلى باريك به صورتىكه مو از پشت و جلوى سر نمايان شود، سوم مانتوكوتاه و چهارم لباسهاى كوتاه و چسبان.
در اجراى اين طرح جديد، پوشش آقايان چگونهبايد باشد؟
قبل از اجراى اين طرح شمارى از جوانان فكر مىكردند كه ما به آقايانى كه لباس آستين كوتاه مىپوشند ايراد مىگيريم، اما بدينگونه نيست، ما بهكسانى كه موهاى ژل زده، لباسهاى تنگ و چسـبان و كوتاه به صورتى كه قسمتى از بدنشان مشخصمىشود، همچنين به جوانانى كه داراى ظاهرى زننده و شلوارهاى تنگ و غيرمتعارف هستند تذكرمىدهيم و البته با آرايشگرانى كه نسبت به آرايش نامتعارف موى سر برخى از جوانان اقدام مىكنند نيز برخورد مىشود.
به نظر شما بايد به دنبال علت بود يا معلول؟
در سالهاى گذشته ما با صنوفى كه لباسهاى غيرمتعارف توليد و عرضه مىكردند برخورد كردهو حتى مغازه يا توليدى آنها را تعطيل مىكرديم، اماامسال اين روند دچار تغييرات اساسى شده است وما ابتدا نماينده كل اصناف را در جلسهاى توجيهكردهايم و براى همه مغازهداران ابلاغيه فرستاديم.
موفقيت اين طرح را چگونه ارزيابى مىكنيد؟
تاكنون اجراى اين طرح نتايج خوبى به همراه داشته است، پوششهاى جوانان مناسبتر شده، افرادى كه به وسيله خودرو، مزاحم نواميس مردم مىشدند خيلى كمتر شدهاند. البته موفقيت اجراى اين طرح مرهون همكارى مردم و بذل توجه خانوادهها است كه موجب شده جامعه از اين مواردپاك شود.
به نظر شما بازداشت كردن جوانان موجب جريحهدار شدن روحيه حساس آنها نمىشود؟
هنگامى كه افراد را به اين مراكز منتقل مىكنيم، در ابتدا احساس ترس دارند، اما هنگامى كه درمعرض مشاورههاى ما قرار مىگيرند و در يكمقطع كوتاهمدت از خانواههايشان براى تغييروضعيت ظاهرى آنها دعوت مىشود، در نهايتآرام مىشوند.
مردم شكايت خود را در زمينه شيوه برخوردماموران چگونه مىتوانند مطرح كنند؟
همه ماموران انتظامى مجرى اين طرح توجيه شدهاند و آموزشهايى در اين زمينه ديدهاند اما اگرشخصى هرگونه شكايتى دارد مىتواند با شمارهتلفن 197 تماس بگيرد و مطمئن باشد كه شكايتش مورد بررسى قرار مىگيرد.
برخى از مردم علت انتخاب اينگونه پوششهاى نامناسب را اعتراضى به وضعيت موجود اقتصادى (بيكارى، تورم،...) مىدانند، نظر شما در اين زمينهچيست؟
به نظر من كسى كه شلوار برمودايى 50 هزار تومانى مىپوشد، مشكل اقتصادى ندارد، بلكهاينگونه افراد به علت ناآگاهى به وضعيت كلىجامعه، چنين پوششهايى را انتخاب مىكنند. اينافراد نه مجرم هستند و نه متهم، بلكه كسانى هستندكه نسبت به امنيت اجتماعى و اخلاقى جامعه، بىتوجه و ناآگاه هستند.
توصيه شما به خانوادهها و جوانان چيست؟
جا دارد كه بنا بر عرف و شريعت كشورمان، پوشش مناسبى داشته باشيم و دنبالهروى فرهنگهاى غربى نباشيم، اينها زنگ خطرى براى جوانان است، چون همين پوششها مىتواند سرآغازى باشد براى انواع فسادها و جرمها درسطح جامعه.
اظهارات دكتر فربد فدايى روانپزشك
روانپزشك و كارشــناس مسائل اجتماعى:
نظر به تفكيك قواى سهگانه در جمهورى اسلامى ايران و با توجه به اينكه اجراى احكام قانونى و مجازاتهـــاى بازدارنده و تنبيـــهى و بطور كلى كاستن از شيوع جرايم طبق قانون اساسى در حوزه اختيارات قوه قضاييه است، ضرورت دارد كهاينگونه موضوعات حتماً توسط قوه قضاييه موردبررسى قرار گيرد و با توجه به وجود مركزپژوهشهاى قوه قضاييه و حضور كارشناسان مجربدر اين قوه انتظار داشته باشيم كه ضرورت اينگونهامور را قوه قضاييه به قوه مجريه متذكر شود و بهنظر مىرسد كه با توجه به موضوعاتى كه از طرفرئيس محترم قوه قضاييه و قضات ارجمند در مورداين طرح بيان شد، قوه قضاييه در جريان اين طرحنبوده و نگران بازتابهاى منفى از نظر نحوه اجراىآن است. با توجه به نيروهاى علمى شايسته دردانشگاهها از جمله در دانشكدههاى حقوق و وجودحقوقدانان، جرمشناسان و روانپزشكان كيفرى درهيات علمى دانشگاهها بررسى چنين مسائلى ابتدابايد در اين مجامع انجام و سپس به قوه قضاييهپيشنهاد شود و در مرحله بعد در صورت ضرورتبراى اجرا به ضابطان دادگسترى ابلاغ شود و اينكهبخشى از قوه مجريه، رأساً اقداماتى را انجام دهد،نياز به بازنگرى دارد. براى بررسى رفتارهاى مجرمانه رويكردهاى زيستى - عصبى، رفتارى، روانكاوى، شناختى و پديدارشناختى مورد استفاده قرار مىگيرد و اگر طرح جديد نيروى انتظامى رابراى مبارزه با ظواهر ناپسند اجتماعى و اخلاقى ازاين ديدگاهها ارزيابى كنيم، مىبينيم كه درچارچوب هيچيك از اين رويكردها نمىگنجد وتنها شايد شكل سادهاى از نقش تنبيه در رويكردرفتارى را در آن مشاهده كنيم. كه البته ضعيفترينپاسخها از چنين رويكردى انتظار مىرود.موفقيت چنين طرحى منوط بر آن است كه بهصورت علمى در ابتدا بررسى شود و در اجراى اينكار، مسوولان علمى و فرهنگى كشور صلاحيتچنين كارى را دارند. ضمن آنكه با توجه بهمسووليتهاى عمده نيروى انتظامى شايد صرفنيرو در مورد موضوعاتى از قبيل حجاب بانوانخيلى موجه به نظر نرسد و با توجه به سوابقى كه ازاينگونه طرحها وجود دارد خداى ناكرده تقابلى بينحتى درصد كوچكى از مردم با نيروى انتظامىبوجود بيايد.
اين روانپزشك در مورد آثار روحى و روانى چنين برخوردهايى با پديدههاى اجتماعى، اظهار داشت:بررسىهاى علمى ثابت كرده است كه رفتارهاىقهرآميز در برابر افراد عادى بويژه افرادى كـــه خـــود را مقصر ندانند، موجب حس كينهتوزى و مقاومتمنفى مىشود و بايد دانست كه رفتارهاى تنبيهىتنها در كوتاهمدت مىتواند موثر باشد و دردرازمدت و به محض كم شدن احتمال تنبيه، باشدت بيشترى بازمىگردد.
دكتر فدايى در مورد آثار سوء قرار گرفتن بازداشتشدگان در كنار ديگر متهمان، گفت: با توجه به آنكه بيشتر افراد موردنظر، افراد عادى و بدون نيت محرمانه و سوابق مجرمانه هستند برخوردهاى خشن با آنها و از جمله نگهدارى آنها در مكانى كه مجرمان واقعى در آنجا هستند، علاوهبر حس تلافى و انتقامجويى، موجب بدآموزىهاىناشايستى مىشود و بايد بدانيم كه برحسب نظرجرمشناسان متاسفانه زندانها آموزشگاههاىبزهكارى هستند.
وى در زمينه شروع آموزش و ارائه پوشش و ظاهر بهنجار براى حضور در جامعه از سالهاى اوليه رشدفرد اظهار داشت: بايد توجه داشت كه جوانى كهنسبت به امكان تحصيل و يافتن شغل و زندگى دريك محيط امن و امكان تشكيل خانواده اميدوارباشد، نيازى به رفتارهاى نابهنجار نمىبيند، از اينجهت ضرورى است براى جلوگيرى از رفتارهاىنابهنجار در جوانان امكاناتى را كه اشاره كردمبراى آنها فراهم شود در غير اين صورت نوجوانانممكن است براى نمايش نارضايتى و سرخوردگىخويش به رفتارهاى منفى روى آورند.
ديدگاه دكتر پرويز مظاهرى
بايد توجه داشته باشيم كه انتقاد سالم و سازنده در قالب جملات و عبارات غيرمستقيم و در غياب ديگران، موجب ترغيب جوانان به بحث و اظهار نظر درخصـــوص زمينههاى مشـــاركت اجتماعى شده و همچنين مىتواند موجبرشد و تعالى خودباورى شود و مىتوانيم نتيجهبگيريم كه با توجه به تجربيات سالهاى گذشته نمىتوان اميدوار به نتيجهگيرى صحيح از اين طرحبود.
وى در زمينه ريشه اصلى بوجود آمدن پديده بدحجابى گفت: ريشه اصلى بوجود آمدن اين پديده بيشتر در بىتوجهى والدين و مسوولان فرهنگىكشور اســـت و مهمتــر از همه كمتوجهى مربيان ومسوولان پرورشى در سطح مدارس و همچنيندقت نكردن در ارائه برنامههاى مطابق با شئوناتاجتماعى در راديو و تلويزيون و آزادى دادن بيشاز حد به جوانان و نوجوانان است و براى مقابله بااين پديده نيز بايد خودباورى، شناخت كافى ازتوانايىهاى فردى و همچنين توانايى ابراز وجود رادر نوجوانان و جوانان تقويت كرد. همچنينبرخوردارى از خصيصه اعتماد به نفس، زمينهبوجود آمدن خلاقيتها را در نسل جوان فراهممىكند. عيبجويى، تمسخر و سرزنش جوانان راهپرورش اعتماد به نفس و خودباورى را مشكلمىكند.
اين روانپزشك در مورد آثار روحى و روانى چنينبرخوردهايى با پديدههاى اجتماعى، گفت: نيروىانتظامى به عنوان ضابطين قوه قضاييه اقدام بهاجراى اين طرح كردهاند، بايستى بپذيريم كه افرادىكه در اين طرح شركت دارند خود نيز مردمانى ازهمين جامعه هستند و خصوصيات فردى خاص خودرا دارند، بعضاً مشاهده مىشود كه اقدامات برخىاز عوامل نيروى انتظامى از روى احساسات فراتراز دستور داده شده و براساس سلايق فردى آنهااست و اين را نبايستى به حساب سياست كلى نظامگذاشت.
دكتر مظاهرى اضافه كرد: مسلماً با بازداشت كردن، مشكل اين افراد حل نخواهد شد، چون دوراننوجوانى و جوانى پيچيدهترين و حساسترينمرحله رشد انسان است و اعتقاد داريم براىسازگارى مطلوب جوانان، نيازهاى اساسى آنهاهمانند نياز به امنيت، محبت، توجه و اعتماد كردنبايستى برآورده شود. مىتوانيم نتيجه بگيريم آنهابعد از آزادى از بازداشت نهتنها رويه خود را تغييرنخواهند داد، بلكه افراد ديگرى نيز از آنها تبعيتخواهند كرد و متاسفانه اين رفتارها را به عنوانراههاى مبارزه با نظام اجتماعى مىدانند.
هرگونه رفتار قهرآميز ازروى اجبار با انسانها موجب عصبانيت، خشم،اضطراب و درنهايت سرخوردگى مىشود و بايستىبراى حل اينگونه معضلات همانند حل معضلگرايش اعتياد به مواد مخدر دقت و توجه بيشترىمبذول شود. اين روانپزشك خاطرنشان كرد: پوشش بيشتر جوانان مورد پسند و رضايت اجتماع است و درصد كمى از نوجوانان و جوانان صرفاً با تقليد از بعضىاز مظاهر فرهنگ غرب و همچنين بدليل بىتوجهىوالدينشان براى مطرح كردن خود در جامعه با چنينظاهرى در اجتماع حضور مىيابند و مىتوان باراهنمايى و ارائه برنامههاى فرهنگى از اين پديدهغلط جلوگيرى كرد. بهتر است اين آموزشها از ابتداىسنين نوجوانى يعنى حدود سنى 11 سال و شروعدوره راهنمايى انجام شود و بهترين آموزش توسط والدين و افراد جامعه با استفاده از پوششهاىمناسب در مكانهاى عمومى است.
مصاحبه با مردم
يك خانم كارمند و ليسانس حسابدارى در اين زمينه گفت: در مجموع اگر اين طرح ادامه داشته باشد بهتر است نه اينكه در برههاى از زمان سفت وسخت بگيرند و بعد رهايش كنند، بعضىها موافقاين طرح هستند اما عدهاى به دليل حرفهايى كه بهنقل از برخى از مسوولان اعلام شده و به آن عمل نشده است، اين رفتارها را انجام مىدهند.
يك مرد بازنشسته و فوقليسانس مهندسى گفت: اگر اجراى اين طرح تداوم داشته باشد طرح مناسبى است، اما براى برخورد با اينگونه موارد مىبايست كار فرهنگى صورت بگيرد و صرفاًبرخورد فيزيكى كارساز نيست. عدهاى معتقدند بهخاطر ضعفى كه در بخش اقتصادى مشهود است ومسائلى كه در سطح جامعه وجود دارد، اين طرحهافقط براى منحرف شدن افكار عمومى و سرگرمشدن مردم است.
يك مرد 39 ساله و كارشناس جغرافيا در زمينه اجراى اين طرح گفت: به نظر من هر ارگانى بايد بهوظيفه خود عمل كند، نيروى انتظامى نيز فقط بايدبا مجرمان برخورد كند، اينكه ما از نيروى انتظامىكمك بخواهيم، ضعف بقيه ارگانها را نشان مىدهدو اينكه آنها بدرستى نتوانستهاند كارشان را انجامدهند و وقتى كسانى كه مسوول آگاه كردن مسائلفرهنگى و اجتماعى هستند كوتاهى مىكنند، چهرهشهر به اين صورت درمىآيد.
يك خانم 39 ساله، خانهدار نيز گفت: امروز شايد جوانان از ترس، پوشش خود را مناسب كنند، اما اگر اين فرهنگ درونى نشود و همه نهادها با همديگر همكارى نكنند، هيچ اتفاق مثبتى رخ نمىدهد.
پيشينه تاريخى و ويژگىهاى جغرافيايى
اقليد در لغتعرب به معناى كليد است كه آن را «مفتاح» گويند،يعنى آن بلوك، كليد گشودن مملكت فارس است، هركه آن را فتح نمود، گويا فارس را فتح نموده است. قدمت اقليد مربوط به دوران ساسانيان و سنگ نوشته موجود در «تلقلات» مشتمل بر 21 سطر و به خط پهلوى مؤيد آن است.
شهر اقليد در استان فارس، با وسعت 7 هزار و 205 كيلومترمربع بهطول جغرافيايى 52 درجه و 42 دقيقه و عرض 30درجه و 55 دقيقه از شمال به شهرستان آباده و ازجنوب به شهرستانهاى مرودشت، سپيدان وياسوج، از مغرب به شهرستانهاى سميرم و از شرقبه شهرستان خرمبيد محدود است. ارتفاع متوسط اقليد از سطح دريا 2300 متر و داراىزمستانهاى سرد و تابستانهاى معتدل است.ميانگين درجه حرارت آن 5/10درجه سانتىگرادو از نظر كلى داراى آب و هواى «استپى» است.
جمعيت شهرستان اقليد حدود 96 هزار نفر است.
ارتفاعات اقليد از رشته كوههاى زاگرس و بلندترينآن كوه «بل» به ارتفاع 3943 متر است. رودخانهبزرگ و وسيعى موسوم به بردك از ميان اين شهرمىگذرد كه در مسير جنوب به شمال پس ازمشروب كردن زمينهاى زراعى و باغها به طرفمزارع طغر و آدربسه جريان مىيابد.
رودخانههاى سفيد، اوجان، خسروشيرين، شادكام،بالنگان و دژ كرد از ديگر رودخانههاى اين منطقهاست كه سرچشمه اصلى سد درودزن بهشمارمىرود.
در اقليد گونههاى مختلفى از درختان ميوه همانندسيب، زردآلو، توت و گلابى پرورش مىيابد ودرختان تبريزى و چنار نيز از درختهايى است كه ازچوب آنها بهرهبردارى مىشود.
جاذبههاى طبيعى
*درياچه كافتر (شادكام): اين درياچه با مساحتى در حدود 48 كيلومترمربع يكى از درياچههاى آبشيرين استان فارس است كه در جنوب شرقى اقليدواقع شده و از زيستگاههاى بسيار مهم و ارزشمندپرندگان مهاجر محسوب مىشود. درحال حاضر،برداشت بىرويه از رستنىهاى محدوده ايندرياچه و آب آن،حيات درياچه كافتر را به مخاطرهانداخته است. اگرچه اين درياچه دارايي يكى از زيباترينچشماندازهاى طبيعى استان فارس است، اماتاكنون هيچگونه حفاظت جدى از آن صورتنگرفته است.
*رودخانه كُر: رود كر از كوههاى سيدمحمد وپالانگرى در شهر اقليد سرچشمه مىگيرد و پس ازپيوستن آب تعدادى از چشمههاى اين شهرستان بهآن، با نام رودخانه دزد كر از ناحيه تنگ براق بهشهرستان مرودشت سرازير مىشود. در پايينرودخانه، بندهاى سنتى امير، فيضآباد تيلكان وجهانآباد ساخته شده است. اين رودخانه واردمنطقه كربان از توابع شيراز مىشود و سرانجام درسياهزار به درياچه بختگان مىريزد.
*چشمه حاجىآباد (بالنگان): با جلوههاى بسيار زيبا در منطقهاى به وسعت سه كيلومتر در محدودهشهرستان اقليد قرار دارد. چشمه بالنگان مىتواند با برنامهريزى و ساخت تاسيسات زيربنايى وخدماتى به يكى از نواحى گردشگرى منطقه تبديل شود. ضمناً وفور چشمهسارهاى منطقه، زمينهمساعدى را براى پرورش ماهى قزلآلا فراهمآورده است.
*چشمه قدمگاه: در نزديكى دهستان سده در شهراقليد و در محلى با پوشش گياهى مناسب ومحوطهاى سرسبز و درختكارى شده قرار دارد. موقعيت اين چشمه براى ايجاد تاسيسات پذيرايى بين راهى بسيار مناسب است.
*چشمه چوئر: اين چشمه در كنار جاده آسپاس، شهر اقليد و در دامنه ارتفاعات كوه حسينى قرارگرفته.
*چشمه محمدرسولا...(ص): اين چشمه كه در ضلع جنوب غربى اقليد واقع شده، يكى ازگردشگاههاى مهم اين شهرستان است.
*آبشار دشتك ابرج: ناحيه دشتک ابرج چشمانداز بديع ودلانگيزى دارد كه دو آبشار زيبا از ويژگىهاىگردشگاهى آن است. درحال حاضر از دشتك ابرج،با وجود قابليتهاى تفريحى بسيار، كمتر استفادهمىشود.
*قدمگاه سده: اين قدمگاه يكى از تفريحگاههاى بسيار تماشايى اقليد است. سده در فاصله 85 كيلومترى اقليد قرار گرفته و قدمگاه از توابع آنمحسوب مىشود. قدمگاه سده داراى چشمه ودرختان كهنسال و سكوهاى ويژه براى استراحتمسافران است و معمولاً در تابستان پذيراىبسيارى از شيرازيها و جنوبىها است.
*گور بهرام: اين منطقه در روستاى آسپاس ازتوابع اقليد فارس قرار گرفته و تا مركز شهر حدود75 كيلومتر فاصله دارد. در اين منطقه بركهاىبسيار زيبا واقع شده كه در بهار و تابستان پذيراىگردشگران است. مىگويند: روزى بهرام گور براىشكار گورخر، با اسب وارد اين منطقه شد وهمينطور كه به دنبال شكار گورخر بود، با اسبشوارد اين بركه شد و ديگر از آنجا بيرون نيامد. مادربهرام گور از تمام غواصان كمك مىگيرد، ولىموفق به يافتن جنازه بهرام گور نمىشود، بنابراينهمين مكان را آرامگاه بهرام مىنامد كه كماكان بههمين نام معروف است.
*چشمه بالنگون: چشمه بالنگون با محيطى آرام ودور از همه آلودگىها و سروصداى شهرى در كنارروستاى حاجىآباد از توابع اقليد فارس قرار دارد.اين منطقه حدود 70 كيلومتر از اقليد فاصله دارد وبر سر دوراهى شيراز - سده قرار گرفته است.
*تنگ براق: اين روستا يكى از مناطق بسيار زيباو خوش آب و هواى اقليد و در فاصله 110كيلومترى اقليد واقع شده است. در كنار اين روستاتنگهاى در ميان انبوه درختان سر به فلك كشيده باچشمههاى متعدد و رودخانهاى خروشان، غارهاىزيبا، آبشارها، آبچكها و ستونهاى آهكى معلق،چشماندازهاى بديع و دلانگيزى را بوجود آوردهاست.
*چشمه شيرين: به فاصله 120 كيلومترى اقليد چشمهسارهاىمتعددى در ميان چمنزارهاى طبيعى و درختانقطور و سايهگستر وجود دارد كه از جاذبههاىديدنى برخوردار است.
*پارك جنگلى انقلاب: اين پارك جنگلى در كنارچشمهاى پرآب، ازمهمترين مكانهاى گذرانيدن ايام تعطيل و اوقاتفراغت اهالى شهر در فصل تابستان و بهار بهشمارمىرود كه به دليل آب و هواى ييلاقى، ازشهرستانهاى ديگر نيز گردشگر دارد.
آثار تاريخى
*مسجد جامع اقليد: اين مسجد داراى يك ساختمان كهن است و بر كتيبه چوبى سر در آن نامعبدالعزيز بن احمد با تاريخ ماه ربيعالاول سال849 هجرى - قمرى حك شده است. ضمناً بر منبراين مسجد تاريخ 1008 هجرى - قمرى حك شدهاست.
اقليد داراى 22 مسجد است كه بزرگترين وكهنسالترين آنها مسجد جامع است.
*حوض دختر گبر: اين مكان در كوه سنگى كمارتفاعى و در كنار مسجد جامع اقليد واقع شدهاست. در بالاى اين كوه كه تلقلات نام دارد، ويرانهيك ساختمان ديده مىشود و در پاى تلقلات يككتيبه پهلوى ساسانى است مشتمل بر 21 سطر كه درازا و پهناى آن 2 متر در 80 سانتىمتر است ومكانى را كه در سنگ تراشيدهاند همانند يكحوض كوچك است و به آن حوض دختر گبرمىگويند.
*امامزاده سيدمحمد(ع): مرقد امامزاده سيد محمد در 85 كيلومترى اقليد، در دامنه كوهى بلند ومشرف بر درياچه زيباى كافتر قرار دارد كه درفصلهاى بهار و تابستان، اهالى اقليد وشهرستانهاى همجوار (آباده، مرودشت، خرمبيد) ونيز عشاير منطقه، براى زيارت و استفاده از آب وهواى فرحبخش آن، چند روزى را در اين محلمىگذرانند.
*تپه كوشك زر: اين تپه شامل سه فقره تپه ازتپههاى دوران ماقبل تاريخ است كه در كنار دهكدهكوشكزر در سرحد چهاردانگه اقليد واقع شدهاست. در نزديكى اين تپهها بقاياى يك ساختمانبزرگ سنگى. اتاقها و راهروهاى اين عمارت با سنگمفروش شده است. معمارى اين بنا مربوط بهدوران اسلامى است، ولى سنگهاى آن متعلق بهيك كاخ قديمى بوده و آن را بقاياى عمارت هفتگنبدان بهرام گور مىدانند. اين بنا در مرداد ماه سال1353 خورشيدى در فهرست آثار ملى ايران بهثبت رسيده است.
*تپه نقارهخانه: واقع در شمال اقليد و مربوط بهدوران هخامنشيان.
*تپه پنجه على يا مرتضى على در مركز شهر اقليد.
*تپه علمدار
*صندوق روى قبرمرقد امامزاده عبدالرحمن
*مرقد امامزاده اسمعيل بن موسى بن جعفر
*قبرستان باستانى سلطان ابراهيم
*قبرستان باستانى سىصد منور يا سىسر منور.
*چاه سنگى و جوغن (هاونگ سنگى) و تپهباستانى قلات واقع در مركز شهر اقليد.
*سنگ دلدل
راههاى ارتباطى و مركز اقامتى
*راه آسفالتهاى كه از اقليد به سوى شمال خاورىكشيده شده اقليد را به جاده اصفهان-شيراز درآبادى سورمق متصل مىكند. درازاى اين راه 18كيلومتر است.
*راه خاكى اقليد- آسپاس كه 48 كيلومتر است ازاقليد به سوى جنوب باخترى مىرود و به آبادىآسپاس مىرسد.
*تنها مركز اقامتى شهر اقليد، مهمانسراى شهردارى و شماره تلفن آن عبارتست از
4225750 - 0752
صنايع دستى و سوغات
قالى، جاجيم، گليم، گبه، نمد، گيوه، آثار خاتمكارى و منبتكارى از جمله صنايع دستى شهرستان اقليداست.
گردشگرانى كه اقليد را براى ايرانگردى برمىگزينند، علاوه بر چند گونه صنايع دستى كه نامآن برده شد، مىتوانند از اين اقلام به عنوانسوغات خريدارى كنند.
*عرقيات: عرق بهارنارنج، طلحان، عرقبيدمشك، اطرج، كاسنى، شاتره و...
*شربت: شربت نارنج، سركه انگبين، شربت بهليمو، انار، گلاب، تارونه، نسترن و...
*ترشى: ترشى بادنجان، ليته بادنجان، كبر، موسير،سير، انگور، زالزالك و...
*مربا: بهارنارنج، خلال، كشمش، به، آلبالو،بالنگ، هويج، ليموترش، نارنج، كدو.
*انواع مركبات: اترج، نارنگى، ترنج، بقابى،پرتقال، ليموترش، ليموشيرين، ترشك بكرايى،نارنج، نارنج دوتايى و ساير ميوهها شامل: انگور،سيب، گلابى، هلو، زردآلو و انواع سبزيجات.
غذاها و خوراكىهاى محلى
آش كارده، آش سبزى (ويژه صبحانه)، كلمپلو شيرازى، كوفته هلو، آلو دوپيازه، كوفته سبزى،فالوده، دمپخت، عدس، كلم و چنگال از جمله غذاهاو خوراكىهاى محلى شهرستان اقليد است كه توسط كدبانوهاى باسليقه اين سامان تهيه مىشود.
مراکز آموزش عالي
در اقليد يك واحد دانشگاه آزاد داير است.
تعداد كل دانشجويان اين دانشگاه سه هزار و 457نفر است كه از اين تعداد يكهزار و 207 نفردانشجوى مرد و يكهزار و 250 نفر زن هستند.تعداد اعضاى هيات علمى اين دانشگاه 21 نفر وتعداد استادان حقالتدريس آن 90 نفر است.
دانشجويان اين واحد دانشگاهى در مقاطع گوناگون و در 68 رشته مشغول تحصيل هستند.
به جاي مقدمه:
درميان دغدغهها و شلوغيهاي پايتخت و در زير شلاق آفتاب مرداد ماه، در گوشهاي از اين شهر عدهاي معلول به روي آسفالت داغ خيابان نشستند تا صداي خود را به گوش مسوولان برسانند. اين ماجرا هفته گذشته و در ساعت 9 صبح به وقوع پيوست. خبرنگار و عكاس مجله با توجه به خبري كه به مجله داده شده بود، در ميان اجتماع معترضين حضور داشتند. نكته جالب توجه برخورد نامناسب مسوولين مربوطه با خبرنگار عكاس اعزامي مجله بود كه متاسفانه براي كار قانوني تهيه عكس و خبر، مزاحمت ايجاد شد و در اقدامي غيرقابل توجيه، تصاوير تهيه شده توسط عكاس مجله، از حافظه دوربين پاك شد و ما به زحمت توانستيم تنها يكي از تصاوير تهيه شده را از حافظه دوربين برگردانيم. در هر صورت نميدانيم آيا هر ارگان و نهاد و مأمور حراستي حق دارد براي انجام كار خبري روزنامه نگاران چنين مزاحمتهايي ايجاد كند؟
به هرحال، ماحصل گزارش خبرنگار مجله از اين اجتماع را، در ذيل ميخوانيد.
تعدادي از معلولين تهراني که به ويژه پس از سهميهبندي بنزين، دچار مشکل شده بودند، با هر سختي و مشقتي كه بود خود را به محل سازمان بهزيستي رساندند تا ابتداييترين و ضروريترين خواستههايشان را درخواست كنند.
من به عنوان گزارشگر چند ساعت شاهد گوشهاي از رنجها و دردهاي اين معلولين عزيز بودم.
شروع تجمع
ساعت 9 صبح معلولين مقابل در اصلي سازمان بهزيستي مركز تجمع كردند و در دستهايشان پلاكاردهايي ديده ميشد از جمله:
«بهزيست كار» نيازمند اصلاح ساختار مديريتي است.
با مرد معلولي كه بر روي ويلچر شكسته و رنگ و رورفتهاي نشسته بود كه هر لحظه امكان داشت اجزاي ويلچر از يكديگر باز شوند، به گفتگو نشستيم.
وي گفت: خودم از بريس بلند و همسرم از واكر استفاده ميكنيم، دختر كوچكم كه مبتلا به پوكي استخوان است نيازمند رسيدگي ويژه است. با اين همه از طرف هيچ سازماني حمايت نميشويم، براي دفترچه بيمه اقدام كردم كه با برخورد نامناسب مددكار اجتماعي بهزيستي روبرو شدم.
اين ويلچر دست دوم را هم خانم رضايي از كاركنان بهزيستي شعبه پيچ شميران برايم تهيه كرده است. هر چند وقت به ما بن ميدهند كه فقط در فروشگاههاي اتكا قابل خرج كردن است كه دو برابر مبلغ بن، هزينه رفت و برگشت ميشود. مسوولان بهزيستي يكبار روي اين ويلچرها بنشينند و در زير آفتاب در كنار خيابان بايستند، باور كنيد محض نمونه حتي يك ماشين ترمز نميكند چه برسد كه قصد سوار كردن شما را داشته باشد. از وقتي ماشينها گازسوز شدهاند، به بهانه آسيب ديدن كپسول گاز داخل صندوق عقب توسط ويلچر از سوار كردن معلولين خودداري ميكنند و هماكنون با سهميهبندي بنزين مشكل ما دو برابر شده است.
خانمي كه يكي از اعضاي تيم ملي واليبال معلولين كشور است، گفت: سرويسدهي شركت «بهزيست كار» نامناسب است، يكي از مسائل معلولين وسيله اياب و ذهاب است كه اگر حل شود بسياري از گرهها خود به خود باز ميشود. وقتي كه سرويسدهي مناسب باشد افراد قادر به يافتن كار مناسب هستند.
مادر يكي از معلولين نيز گفت: فرزندان ما فقط به دكتر نياز ندارند، آنها همانند هر انساني حق تفريح و شادي دارند. وي درحالي كه اشك پهناي صورتش را پوشانده بود، گفت: دولت به جاي تشكر و حمايت از ما كه بچههايمان را به بهزيستي تحويل نداديم و خود نگهداري آنها را تقبل كرديم كار را به اينجا كشيده است كه براي گرفتن حقوق اوليه دست به تجمع بزنيم. شركت «بهزيست كار» (متولي حمل و نقل معلولين) از زمان سهميهبندي بنزين به بهانه تمام شدن بنزين هيچگونه سرويسي در اختيار معلولين قرار نميدهد. از 50 دستگاه ماشين فقط 20 ماشين سالم است كه هزينه بنزين آن توسط معلولين پرداخت ميشود. بارها اتفاق افتاده كه ماشين وسط راه خراب شده! دو ماه است كه حقوق رانندهها پرداخت نشده است. وضعيت ويلچرها نامناسب است. دفترچه بيمه نداريم و مقرري كه در ماه فقط 25 هزار تومان است به موقع پرداخت نميشود.
به دليل سرويسدهي نامناسب و نامنظم شركت، دخترم را يك روز درميان با آژانس نزد پزشك ميبرم و علاوه بر هزينه رفت و آمد بابت هر بار آزمايش مبلغ 8 هزار تومان پرداخت ميكنم.
خانمي كه از ناحيه دست و پا معلول بود و هر چند وقت يكبار تحت درمان دياليز قرار ميگيرد، گفت: از سال 72 ما تحت پوشش شرکت «بهزيست كار» قرار گرفتيم. در زمان مديريت قبلي مشكلي از لحاظ سرويسدهي و خدمات به معلولين وجود نداشت و هر كدام از معلولين يك كد اشتراك داشتند كه دو روز قبل تماس ميگرفتند و ماشين رزرو ميكردند و اين درحالي بود كه فقط چند دستگاه ماشين در «بهزيست كار» بود اما امروز با 60 دستگاه ماشين جوابگوي نياز ما نيستند. ضمناً رانندهها همانند يك مددكار عمل ميكردند ولي در زمان حاضر معلولين مددكار رانندهها هستند.
چند وقت پيش يكي از مسوولين «بهزيست كار» با من تماس گرفت و گفت: امكان دارد يك جلسه دياليز نروي. اين آقا اصلاً نميداند دياليزي يعني چه؟ اگر يك روز در ميان سموم بدن من بوسيله دياليز از بدنم دفع نشود، ميميرم.
دختر جواني كه به حكم جبر زمانه بر روي ويلچر نشسته بود گفت: در حمل و نقل اولويت را به بچههاي ويلچري ميدهند، اما واكريها از ما مستحقتر هستند. چون راه رفتن برايشان عذابآور است.
وسيله نقليه، نياز اصلي معلولين
بعد از گذشت نيم ساعت كه مقابل ساختمان بهزيستي بوديم، سرانجام يكي از مسوولان براي جوابگويي حضور يافت و گفت: اينجا نماي خوبي ندارد بياييد در محوطه ساختمان مذاكره ميكنيم. اما معلولين يكصدا خواستار ديدار با رئيس بهزيستي بودند كه براي شركت در مراسمي، در سازمان حضور نداشت.
ساعت 30/10
تجمعكنندگان آرام وارد خيابان شدند. مسوول دفتر سازمان بهزيستي گفت: روز يكشنبه براي ديدن دكتر فقيه وقت گذاشتهام، امروز پراكنده شويد، چون ممكن است كه كار از دست ما خارج شود.
يكي از معلولين گفت: معلولين امروز با صرف هزينهاي سنگين اينجا جمع شدهاند، خدا را خوش نميآيد كه يكبار ديگر چنين هزينهاي را متحمل شوند.
يكي از معلولان گفت: بهزيستي به نام ما است و به كام ديگران تمام ميشود، بودجه ميليارد توماني كجا خرج ميشود. اين همه در صدا و سيما تبليغ ميشود كه معلولان را دريابيد، پس كو؟ با هزار مصيبت و تحمل مشكلات فراوان درس خوانديم به اميد روزي كه مستقل شويم، اما امروز وقتي براي وام اشتغال مراجعه ميكنيم از ما ضامن معتبر دولتي ميخواهند!
در همين هنگام جمعيت يكصدا فرياد زدند:
وسيله نقليه، نياز اصلي ماست.
ساعت 30/11 با حضور و پادرمياني دكتر محمودنژاد رئيس دفاع از حقوق معلولين، قرار شد نشستي با حضور 4 نماينده از طرف معلولان، دو نفر خبرنگار و مسوولان بهزيستي و شركت «بهزيست كار» برگزار شود.
در اين جلسه مقرر شد كه نكات زير به مرحله اجرا گذاشته شود:
- شرکت «بهزيست كار» موظف به پرداخت جريمه، در صورت عمل نكردن به تعهدات خود باشد.
- صدور كارت اعتباري يكساله با هزينه مشخص براي هر معلول.
- ايجاد رقيب براي شركت «بهزيست كار».
- استخدام رانندگاني متعهد، آموزش ديده و مددكار براي رفت و آمد.
در پايان جلسه آقاي نظمده، معاون توانبخشي كل كشور، خواستار مهلتي يكماهه براي انجام تك تك بندهاي بالا شد كه مورد موافقت حاضران قرار گرفت.
مريم تقوي، همراه نمونهاي از كارهاي جالب توجهش به دعوت مجله پاسخ داد و يك روز همراه پسر نوجوانش به دفتر مجله آمد. ده سال است كه قالي ميبافد و در اين هنر ابتكارات جالبي هم به خرج داده است. نقشهاي برجسته، تابلوفرش، فرشهاي كوچك تزييني، فرش دورو بافت و... و اين همه براي يك زن جوان شهرنشين، نشانگر روحيه هنرمندانه و خودجوش است. ضمن اينكه او در قاليبافي ابداعات جالبي نيز خلق كرده است. از جمله استفاده از ابزار به جاي دست. گفتوگوي ما را با مريم تقوي، هنرمند 32 ساله تهراني ميخوانيد:
سبكي كه در بافندگي بكار ميبريد، چه فرقي با بافت سنتي دارد؟
O نام اين سبك «تبريزي» يا اصطلاحاً «تركيبافت» است، در اين سبك به جاي استفاده مستقيم از دست در بافت، از ابزار استفاده ميشود. به عنوان نمونه از سيخ براي پودكشي، از قلاب براي گره و از دفه براي خوابانيدن پودها استفاده ميشود.
گليم به چند دسته تقسيم ميشود؟
O به دو دسته مسند و ورني، ورني به شاخههاي سوماك (سوماخ)، سوزني، جناقي و يكسو تقسيم ميشود و مسند به شاخههاي چاكدار، بدون چاك، و برجسته.
چگونه با اين سبك آشنا شديد؟
O از طريق يك آگهي در روزنامه، با نگارستان فرش بديع خاورميانه آشنا شدم و به اين ترتيب استفاده از ابزار در بافت قالي را فرا گرفتم.
چه مدت زماني به كار بافت قالي مشغول هستيد؟
O مدت 10 سال است كه به كار بافت قالي مشغول هستم و 8 سال نيز به عنوان مربي در سازمان معاونت فرهنگي، اجتماعي و هنري شهرداري مناطق 8 و 7 تهران مشغول آموزش قاليبافي به بانوان هستم.
در چه نمايشگاههايي حضور داشتهايد؟
O هر سال در هفته صنايع دستي در نمايشگاههايي با مضمونهاي مرمت، فرش، قاليچه، و گليم حضور مييابم.
چگونه به قاليبافي علاقهمند شديد؟
O از كودكي به هنر علاقه زيادي داشتم و در خيلي از زمينههاي هنري فعاليت ميكردم، اما هنگامي كه با دنياي گليم و قاليچه آشنا شدم، احساس كردم كه گمشدهام را پيدا كردهام. وقتي مشغول بافت ميشوم متوجه گذشت زمان نميشوم.
اين هنر چه تاثيري در زندگي شما داشته است؟
O باعث آرامش روحي و افزايش ميزان صبر و حوصله من شده است.
پدر و مادر شما به چه كاري اشتغال دارند؟
O پدرم بازنشسته بانك و مادرم خياط است.
از كودكي به چه شغلي علاقهمند بوديد؟
O در دوران كودكي مانند خيلي از همسن و سالانم دوست داشتم كه پزشك شوم، بعد از دوران دبيرستان، تا دو سال تحصيلاتم را در رشته روانشناسي باليني ادامه دادم كه به دليل برخي از مسائل، قادر به ادامه تحصيل نبودم و در اين ايام با هنر بافندگي آشنا شدم و هماكنون مربي و سرپرست گروه «عرشيان از نقطه تا گره» هستم، اما با همه اينها به هيچ عنوان احساس خلاء نميكنم.
از گروه «عرشيان از نقطه تا گره» بگوييد.
O«عرشيان از نقطه تا گره» به اين معني است كه هنرمندان با داشتن روحيات خاص و توكل به لطف خدا با سرانگشتان خود، نقطه را به طرحهاي زيبا و دلنشين تبديل ميكنند. در اصل اين گروه يك شركت توليدي، تعاوني، ريسندگي، رنگرزي، طراحي، بافندگي، مرمت، شستشو و رنگ است كه با هدف زنده نگه داشتن هنر فرش توسط حاج آقا مزيناني ايجاد شده و داراي 50 عضو اصلي است كه همگي جزء استادان و هنرجويان گليم بافت تركي، گليم بافت فارسي، گبه و تابلوفرش هستند.
آيا همسرتان نيز در زمينه هنر فعال است؟
O خير، همسر من به حرفه روزنامهنگاري اشتغال دارد و هميشه يكي از مشوقان من بوده است.
چگونه با كارتان ارتباط برقرار ميكنيد؟
O هنگام بافندگي، يك حس خاصي دارم، من به كار خود عشق ميورزم و با آن حرف ميزنم چون مطمئنم كه حس من به كار بافندگي منتقل ميشود. و هميشه سعي كردهام با آرامش بافندگي كنم تا به بيننده و مخاطب حس خوبي منتقل شود و همين را نيز به هنرجويانم آموزش ميدهم.
هر رج را با سلام به حضرت امام حسين(ع) آغاز ميكنيم و در هر گره ذكر خدا را ميگوييم.
موسيقي چه نقشي در زندگي شما داشته است؟
O مدتي است كه مشغول فراگيري ساز «دف» هستم، ضمناً هميشه به هنگام بافندگي به نواي موسيقي گوش فرا ميدهم، اما در محيط كار در شهرداري به شنيدن راديو اكتفا ميكنم و هميشه به هنرجويانم نيز گوش فرا دادن به موسيقي را توصيه ميكنم.
يك نمونه از كساني را كه با هنر بافندگي به آرامش روحي رسيدهاند معرفي كنيد.
O يك هنرجوي زن داشتم كه مشكلات عصبي فراواني داشت بطوري كه در شبانهروز بهطور متوسط بين 10 تا 12 عدد قرص مصرف ميكرد، هنگام آغاز آموزش قاليبافي به وي، خيلي ميترسيدم كه نتوانم از پس اين مسووليت برآيم، اما با توكل به خدا اين كار را آغاز كردم، شايد باور اين موضوع سخت باشد، اما اين هنرجوي قاليبافي به چنان آرامشي رسيد كه مصرف قرصهاي وي به يك عدد رسيده است.
خانمهاي خانهدار چگونه ميتوانند براي آموزش قاليبافي برنامهريزي كنند؟
O يك خانم خانهدار با برنامهريزي ميتواند هم به كارهاي خانهداري برسد و هم پس از فراگيري هنر قاليبافي به اقتصاد خانواده كمك كند.
استقبال بانوان از اين هنر چگونه است؟
O متاسفانه هنگامي كه از بافندگي گليم، قالي، قاليچه و فرش صحبت ميشود كارگاههاي سنتي، دارهاي بزرگ، ريههاي بيمار، انگشتان آسيبديده و كمسويي چشمها در ذهن مردم تداعي ميشود، به همين خاطر در ابتداي امر استقبال بانوان از يادگيري هنر قاليبافي كم بود، اما بعد از برگزاري كلاسهاي معارفه كه هنرجويان متوجه شدند كه در اين روش به جاي تماس مستقيم دست، از ابزار استفاده ميشود و دار قالي جاي زيادي را در فضاي محدود خانه نميگيرد و در ضمن هيچ صدمهاي متوجه جسم افراد نميشود، شمار بانوان هنرجوي قاليبافي زياد شد.
هزينهاي كه بابت تهيه مواد بافندگي پرداخت ميكنيد، چقدر است؟
O هزينه تهيه مواد اوليه براي بافت يك تابلوي «وانيكاد» 70 50 سانتيمتر، بين 80 تا 100 هزار تومان است و براي بافت يك تابلوي 15 15 سانتيمتر به حدود 20 هزار تومان ميرسد.
در شبانهروز چند ساعت كار ميكنيد؟
O معمولاً صبح تا عصر مشغول بافندگي قالي هستم، حتي برخي از جمعهها را نيز به اين كار مشغول هستم، ولي يك روز در هفته را براي رسيدگي به امور خانه و خانواده اختصاص ميدهم.
چند فرزند داريد؟
O يك فرزند پسر به نام سجاد كه كلاس سوم راهنمايي و جزء شاگردان ممتاز مدرسه است.
آيا فرزندتان به كار شما علاقهمند است؟
O بله، او در مسابقات صنايع دستي كه توسط سازمان آموزش و پرورش، سازمان فرهنگي هنري و گروه «عرشيان» برگزار شد، جزء نفرات برتر شد.
از سوي چه كشورهايي از شما دعوت به عمل آمده است؟
O كشور عربستان چند نفر از بافندگان ممتاز گروه را براي بافندگي دعوت كرده است كه در اين زمينه درحال مذاكره هستيم، همچنين براي برگزاري نمايشگاهي به كشور فرانسه دعوت شديم كه بدليل مشكلي كه براي رابط ما بوجود آمد، اين سفر انجام نگرفت.
آيا شما از طرف ارگاني حمايت ميشويد؟
O مسوولان سازمان ميراث فرهنگي سال گذشته به ما قول همكاري دادند، اما پس از مراجعه به ما گفتند كه هنوز دستورالعمل براي اعطاي وام به دست ما نرسيده است، پس از مدتي، اظهار داشتند كه هنوز بودجهاي براي ما واريز نشده و در آخر، آب پاكي را بر روي دستمان ريختند و گفتند، اولويت با خانمهاي سرپرست خانوار است، حال اين پرسش بوجود ميآيد كه ما چه گناهي كردهايم كه سرپرست داريم!
براي آغاز كار، از سوي چه فردي مورد حمايت مالي قرار گرفتيد؟
O همسرم و سپس كه در كار پيشرفت كردم، خودم مايحتاج مورد نياز كار را فراهم كردم.
فردي كه هيچ پيش زمينهاي ندارد، ميتواند در رشته قاليبافي موفق شود؟
O اتفاقاً اين افراد بهتر از كساني كه قبلاً با بافت سنتي قالي آشنا هستند، ميتوانند كار را فرا بگيرند.
در زمينه هنر قاليبافي چه آرزويي داريد؟
O آرزو ميكنم كه اين هنر سينه به سينه حفظ و به نسلهاي آينده منتقل شود تا اين هنر بالندگي خود را بيش از پيش حفظ كند.
داستان فرش
يك داستان جالب را در زمينه فرش بازگو كنيد.
O يكي از فرشهاي معروف ايراني كه متعلق به دوره ساساني است «بهارخسرو» نام دارد، اين فرش مرصع 2 تن وزن داشته است كه در متن آن چهره 47 پادشاه ايراني تا زمان يزگرد سوم بافته شده بود. اين فرش در جريان حمله مسلمانان به ايران به دست اعراب افتاد و اعراب آن را تكه تكه كرده و آن را به تكههاي كوچك تقسيم كردند، چون بافت اين فرش را نوعي شرك ميدانستند. چنان كه نقل شده است اين فرش را در فصل زمستان مقابل در اصلي ايوان مدائن آويزان ميكردند چون نشانگر فصل بهار بوده است.
شما در چه زمينهاي مطالعه ميكنيد؟
O در زمينههاي علمي و هنري.
درآمد هنر قاليبافي چقدر است؟
O يك تابلوي «وانيكاد» 70 50 سانتيمتر حدود 200 هزار تومان به فروش ميرود و يك تابلوي مينياتور بالاي 3 ميليون است.
مثلاً: كار مينياتوري كه من بر روي آن كار كردم از نقاشي «براي زيستن» استاد فرشچيان برگرفته شده است كه اندازه آن 100 70 سانتيمتر با 205 رنگ اعم از ابريشم و كرك و 700 هزار گره است و در حدود 5 ميليون تومان ارزش دارد.
در آينده چه برنامههايي داريد؟
O قصد دارم سبك سهبعدي قاليبافي را ياد بگيرم، در اين سبك شما ميتوانيد يك گل سرخ را از هر زاويهاي بطور كامل ببينيد.
يك خاطره شيرين از بافندگي بگوييد؟
O روزي براي انجام امور اداري به سازمان بيمه مراجعه كردم، وقتي به مسوول بيمه گفتم كه قالي ميبافم باور نكرد و از من كارت و نمونه كار خواست و گفت: به تيپ شما ميآيد كه معلم، دكتر يا خبرنگار باشيد، من هم گفتم: كه من دكتر قاليبافي هستم، امروز سالها از اين ماجرا ميگذرد و هر وقت به ايشان مراجعه ميكنم، وي مرا دكتر قاليبافي خطاب ميكند.
در پايان از همسر و خانوادهام كه دلسوزانه مرا حمايت ميكنند، خانم عليمحمديان، آقاي فاضل دوست و نيز مربيان گذشتهام خانم ناظمي و خانم سلطاني تشکر ميکنم.
خبرنگار اطلاعات هفتگي
اصفهان موزه بزرگ و گرانبهايي است كه دنيايي از شگفتي هنر ايراني را در خود جاي داده است.
اصفهان سابقهاي كهن به درازاي تاريخ ايران دارد، از اينرو اصفهان در پهنه تاريخ و تمدن اسلامي و ايراني با واژههايي همچون دارالمؤمنين، دارالعلم شرق و ستاره درخشان هنر و ادب شناخته ميشود و هماكنون نيز اصفهان به عنوان پايتخت فرهنگي 57 كشور دنياي اسلام برگزيده شده است.
پيشينه تاريخي
در مدارك تاريخي و جغرافيايي نام اصفهان با واژههايي همچون اسپاهان، سپاهان، صفاهان، اسپدانه و اسپادانا نوشته شده است. بيشتر نويسندگان عقيده دارند چون اصفهان در سالهاي قبل از اسلام به ويژه در عهد ساسانيان، مركز تجمع سپاهيان بوده است و سپاهيان مناطق جنوبي ايران در اين ناحيه گرد آمده و بعد از آموزش به طرف مقصد حركت ميكردند، از اينرو اين شهر را اسپهان يا سپاهان گفتهاند.
«استرابون» جغرافيدان يوناني، دو هزار سال پيش، از اصفهان به عنوان مركز كشور ايران نام برده است. مسلمانان، اين شهر را «جي» و در طول تاريخ به نامهاي اسپاهان يا شهر سواران و همچنين صفاهان و صفاهون معروف بوده است.
ويژگيهاي جغرافيايي
مساحت شهر اصفهان 17 هزار هکتار است.
اين شهر حدود يك ميليون و 931 هزار نفر جمعيت دارد اصفهان بعد از تهران و مشهد سومين شهر بزرگ ايران است كه از شمال به استانهاي مركزي و سمنان، از جنوب به استانهاي فارس و كهكيلويه و بويراحمد، از مشرق به استانهاي يزد و خراسان و از مغرب به استانهاي خوزستان و چهارمحال و بختياري و لرستان محدود ميشود.
اصفهان در شرق سلسله جبال زاگرس واقع شده و در طي تاريخ محل رفت و آمد و برخورد اقوام و فرهنگهاي مختلف بوده است. اصفهان در قسمت شمال و شرق به كوير و از قسمت غرب و جنوب به ارتفاعات زاگرس منتهي ميشود.
ارتفاع شهر اصفهان از سطح درياها در نقاط مختلف آن متفاوت است. بافتهاي قديمي شهر اصفهان بطور متوسط 1585 متر از سطح درياها ارتفاع دارد و سواحل رودخانه زايندهرود 1550 متر و در مناطق بلند شهر تا 1650 متر ميرسد.
مهمترين رودخانه اصفهان زايندهرود است كه از ارتفاعات زردكوه بختياري (كوهرنگ) سرچشمه ميگيرد و پس از طي مسافتي از مغرب به مشرق منطقه اصفهان را آبياري ميكند و در 140 كيلومتري مشرق اصفهان در باتلاق گاوخوني فرو ميرود.
در چند سال گذشته شاهد بحران آب و خشك شدن زايندهرود بوديم اما هماكنون چهار سد مخزني با حجمي معادل 6/1 ميليارد مترمكعب آب و حدود 40 كيلومتر شبكه انتقال آب در استان اصفهان در دست بهرهبرداري است. امسال همچنين 13 درصد ميزان بارندگي در حوضه زايندهرود افزايش يافت كه حجم بارندگي ساليانه حدود 275 ميليمتر و در ايستگاه چلگرد به 1480 ميليمتر رسيده است.
همچنين طرح تونل «كوهرنگ - 3» كه يكي از مهمترين طرحهاي انتقال آب در كشور است به طول 24 كيلومتر در دست اجرا است كه تاكنون 22 كيلومتر از مسير تونل و 9 كيلومتر پوشش بتوني آن به پايان رسيده است كه با اجراي كامل اين طرح 250 ميليون متر مكعب آب به حوزه زايندهرود انتقال مييابد.
جاذبههاي طبيعي
پناهگاه حيات وحش قميشلو: اين پناهگاه در شمال غربي اصفهان است و در زمان قاجاريه يكي از بهترين شكارگاههاي حاكم اصفهان معروف به «ظلالسلطان» و پسر ارشد ناصرالدين شاه بوده است. منطقه قميشلو يكي از زيستگاههاي مهم قوچ و ميش است. آهوي ايراني، كل و بز، گرگ، شغال، روباه، كفتار، گوركن، پلنگ، خرگوش و چرچيل (نوعي پرنده خوش صدا) از ديگر جانوران اين منطقه است.
پناهنگاه حيات وحش موته: اين پناهگاه در شمال اصفهان قرار دارد و از ديرباز به دليل دارا بودن منابع طبيعي باارزشي همچون معدن طلاي موته، معادن سنگ مرمريت و تراورتن، خاك نسوز، سنگ چيني، دولوميت، سنگ مرمر و سولفات همواره مورد توجه بوده است.
پارك ملي كلاه قاضي: اين پارك در جنوب شرقي اصفهان واقع شده است. اين منطقه از ديرباز زيستگاه وحوش بوده و داراي قدمت تاريخي زيادي است. ضمناً بيش از 40 گونه پرنده در اين پارك ملي شناسايي شده است.
منطقه كركس: اين منطقه از ارتفاعات سنگلاخي و بسيار مرتفع و تپه ماهور است كه يكي از بهترين زيستگاههاي طبيعي استان و فلات مركزي ايران با مجموعهاي از ارتفاعات منحصر بفرد به شمار ميرود كه بلندترين آنها كوه كركس با ارتفاع سه هزار و 895 متر است.
تالاب گاوخوني: اين تالاب در 25 كيلومتري شهر ورزنه قرار گرفته است. اين تالاب به دليل ميزباني بيش از 20 هزار پرنده مهاجر آبزي در فصل زمستان و نيز به لحاظ پذيرش تعدادي از گونههاي جانوري در خطر انقراض بااهميت تلقي شده و به عنوان يكي از تالابهاي بينالمللي شناخته شده است.
كوه صفه: اين كوه در جنوب اصفهان و به عنوان نزديكترين كوه به اين شهر از دوران قديم مورد توجه مردم آن بوده و هماكنون با اجراي طرح كوهستاني صفه به صورت يكي از زيباترين پاركهاي شهر درآمده است.
باغ پرندگان اصفهان: اين باغ در پارك ناژوان قرار دارد و داراي 55 هزار مترمربع مساحت بوده و بيش از 130 گونه پرنده را در خود جاي داده است.
پارك ناژوان: اين پارك در غرب شهر اصفهان همانند ريه اصفهان از ديدگاه زيست محيطي اهميت ويژهاي دارد و گذر رودخانه زايندهرود از دل باغها و بيشهزارها و كشتزارهاي بزرگ، اين منطقه را به يكي از مراكز تفريحي شهر اصفهان تبديل كرده است.
كوه آتشگاه: اين كوه در 7 كيلومتري غرب اصفهان در مسير منارجنبان قرار دارد. در زمان ساسانيان يك آتشكده در بالاي اين كوه ساخته شد و اين بنا يكي از معدود بناهاي مربوط به دوران قبل از اسلام است.
راههاي ارتباطي و مراكز اقامتي
فاصله اصفهان تا تهران 425 كيلومتر است. استان اصفهان با 8 استان ديگر همجوار است و با داشتن 305 كيلومتر آزادراه، يكهزار و 185 كيلومتر بزرگراه، دو هزار و 479 كيلومتر راه اصلي، يكهزار و 230 كيلومتر راه فرعي و 5 هزار و 627 كيلومتر راه روستايي نقش مهمي در ارتباطات جادهاي دارد.
براي سفر به اصفهان ميتوان از هواپيما و قطار نيز استفاده كرد.
برخي مراكز اقامتي اصفهان عبارتند از:
هتل 1 ستاره: پارك و ساحل، قيمت يك شب اقامت 230 هزار ريال
هتل 2 ستاره: جلفا و توريست، قيمت يك شب اقامت 260 هزار ريال
هتل 3 ستاره: سفير، سوئيت، اسپادانا، صدف، آزادي، هتل اصفهان، قيمت يك شب اقامت 450 هزار ريال
هتلهاي 4 ستاره: قيمت يك شب اقامت 670 هزار ريال
هتلهاي 5 ستاره: قيمت يك شب اقامت در اتاق معمولي آن 480 هزار ريال
ميانگين نرخ يك شبانهروز اقامت در مسافرخانههاي اصفهان 110 هزار ريال است.
آثار تاريخي
ميدان نقش جهان(ميدان امام): داراي 12 مدخل بزرگ و چندين مدخل كوچك است. بازارهاي اطراف ميدان و غرفههاي فوقاني، چهار بناي اصلي را از لحاظ معماري به يكديگر متصل ميكند.
خيابان چهارباغ: در طول اين خيابان چهار رديف درخت چنار سر به آسمان كشيده و نهري سنگي در وسط خيابان جاري است و در سوارهرو فعلي كه آسفالت است، محل باغچههاي مسير چهارباغ بوده است.
عمارت عاليقاپو: اين كاخ در شش طبقه ساخته شده كه هر كدام از طبقات آن تزئينات مخصوص دارد.
كاخ چهلستون: اين بنا در زمان شاه عباس دوم ساخته شده است و تابلوهاي مينياتور، پنجرههاي زيباي گچبري با شيشههاي رنگي، تركيبي بديع را به اين مجموعه داده است. انعكاس تصوير بيست ستون در آب استخر مقابل آن كه چهل ستون ديده ميشود، باعث شده است كه اين نام را بر آن بگذارند.
كاخ هشت بهشت: اين كاخ از بناهاي بينظير عهد صفوي است و از سنگهاي ازاره مرمري، يك تاق مقرنس تذهيبكاري شده در سرسراي آن و اتاقهاي نقاشي شده و كاشيكاري تشكيل شده است.
موزه تاريخ طبيعي: تزئينات اصلي تالارهاي اين بنا قطاربنديهاي زيباي گچي است و در آن گوشههايي از تاريخ طبيعي اصفهان به نمايش درآمده است.
مسجد جامع: بناي اين مسجد مجموعهاي از معماريها و آثار هنري دورههاي بعد از اسلام در تاريخ ايران است. از آثار تاريخي مسجد جامع غير از سبكهاي مختلف معماري، انواع خطوط كوفي و ثلث و بنايي و نسخ و نستعليق را ميتوان مشاهده كرد.
مسجد شيخ لطفالله: اين مسجد يكي از زيباترين مسجدهاي دوره صفويه است كه در ضلع شرقي ميدان امام قرار دارد.
مسجد امام: اين مسجد به فرمان شاه عباس ساخته شده و داراي سه گنبد و چهار ايوان است.
مسجد چهارباغ: مدرسه چهار باغ يا مدرسه علميه امام جعفر صادق(ع) بزرگترين مدرسه طلبهنشين اصفهان است كه در دوره پادشاهي شاه سلطان حسين در وسط خيابان چهارباغ ساخته شده است.
كليساي وانك: يكي از مشهورترين آثار تاريخي جلفا، كليساي وانك است كه در آن تزئينات زيباي گچبري، نقاشي و طلاكاري وجود دارد.
منارجنبان: مشهورترين منارههاي اصفهان دو مناره تاريخي منارجنبان است كه در مسير جاده نجفآباد واقع شده است. نكته جالب در اين اثر تاريخي، حركت منارهها است كه با حركت دادن يكي از آنها، در مناره ديگر حركت محسوس ايجاد و تمام ساختمان مرتعش ميشود.
پلهاي اصفهان: در مسير رودخانه زايندهرود، تعدادي پل در دورههاي مختلف بنا شده كه در ادوار گذشته مورد استفاده كاروانها و هماكنون مورد استفاده وسايط نقليه است كه عبارتند از: پل خواجو، پل اللهورديخان يا سي و سه پل، پل چوبي، پل مارنان، پل شهرستان، پل فردوسي، پل ابوذر، پل وحيد و پل بزرگمهر.
هارون ولايت: اين مكان يكي از اماكن مقدسه اصفهان است. تزئينات داخلي آن نقاشي و كاشيكاري با گنبد زيباي آن و سردر اصلي از نوع بهترين كاشيهاي معرق است.
صنايع دستي و سوغات
در اصفهان تنوع صنايع دستي به حدي است كه انسان براي خريد آن دچار ترديد ميشود. انواع پارچههاي زريدوزي، قلمكاري، ترمه، ظروف قلمزده، قطعات مينياتور، نقاشي روي كاغذ، قلمدان، سيمكشي، زركشي، زريبافي، گلابتوندوزي، پولكدوزي، سكمهدوزي و زنجيرهبافي، خاتمكاري، قالي و قاليچه، كاشيكاري از جمله صنايع دستي و محلي گوناگون اصفهان است.
براي تهيه سوغات علاوه بر صنايع دستي نام برده شده ميتوان انواع گز و پولكي را تهيه كرد.
شماري از غذاهاي محلي اصفهان عبارتند از: ماش و قمري، شله بريان زيره، يخمه ترش، خورشت ماست، كوفته برنجي، كباب مشتي، كباب حسيني، قيمه ريزه نخودچي، آمروي، سرگنجشكي، برياني، كشك و بادمجان، حليم بادمجان و شله قلمكار.
نشريههاي محلي
در استان اصفهان 77 نشريه فعال است كه از آن ميان ميتوان از نشريههاي ذيل نام برد.
اصفهان امروز: با مدير مسوولي عبدالمحمد اكبري و داراي مضموني اجتماعي - اقتصادي و فرهنگي.
اصفهان زيبا: با مدير مسوولي سيدمرتضي سقائياننژاد و داراي مضموني اجتماعي - اقتصادي.
نسل فردا: با مدير مسوولي رضا محزونيه و داراي مضموني اجتماعي - اقتصادي و فرهنگي.
نصف جهان: با مدير مسوولي هوشنگ غلامي و داراي مضموني اقتصادي، سياسي و فرهنگي.
اولياء اصفهان: با مدير مسوولي منيژه اولياء و داراي مضموني اجتماعي، سياسي و ادبيات داستاني.
پيام مباركه: با مدير مسوولي قهرمان بهرامي و داراي مضموني اجتماعي - سياسي و فرهنگي.
جام اصفهان: با مدير مسوولي، رسول حامديان و داراي مضموني اجتماعي - سياسي و فرهنگي.
صدا: با مدير مسوولي، فائزه شرف و داراي مضموني اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي.
چندي پيش از قول برخي از مسوولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اعلام شد كه ميزان شيوع تب مالت در كشور دو برابر شده است.
نكته جالب توجه اينكه در همين حال مسوولان سازمان دامپزشكي اين واقعيت را تكذيب ميكنند. بر همين اساس براي آگاهي مردم از اين بيماري عفوني با دو تن از متخصصان و چند تن از مبتلايان به اين بيماري گفتگو شده است تا مردم با اين بيماري مرموز بيش از پيش آشنا شوند.
تب مالت چيست؟
دكتر مينو محرز مسوول بخش بيماريهاي عفوني و عضو كميته كشوري بيماريهاي مشترك انسان و دام در مجتمع بيمارستاني امام خميني(ره) در زمينه بيماري تب مالت گفت:
اين بيماري ناشي از يك عفونت باكتريايي و از ميكروبي بنام «بروسلا» است و انواع مختلفي دارد كه نوع قوي آن در كشورمان شايع است. تب مالت بيماري مشترك بين دام و انسان است و از دام به انسان منتقل ميشود.
وي در زمينه راههاي سرايت تب مالت گفت:
يكي از راههاي سرايت اين بيماري تماس مستقيم و غيرمستقيم انسان با دام آلوده است و دامداران، دامپزشكان، واكسيناتورها، سلاخها، كارگران كشتارگاهها، قصابها و ساكنان روستاها كه با دامها تماس مستقيم دارند، در معرض مبتلا شدن به اين بيماري هستند. يكي ديگر از راههاي انتقال اين بيماري استفاده از مواد لبني آلوده و فرآوردههاي دامي غيرپاستوريزه است. همانند: شير، كره و خامه محلي.
وي در زمينه تهيه پنير محلي افزود: متاسفانه در مناطق روستايي براي تهيه پنير، شير را به جاي اينكه بجوشانند، گرم ميكنند به همين خاطر بايد بعد از تهيه پنير تازه و محلي آن را به مدت 2 تا 3 ماه در آب نمك قرار داد و بعد آن را مصرف كرد.
دكتر مينو محرز در زمينه علت شيوع دوباره تب مالت گفت: نبودن نظارت درست و كافي بر دامها و رعايت نكردن فاصله زماني منظم بين واكسينه كردن دامها و كنترل نكردن كامل مواد غذايي باعث روند رو به رشد اين بيماري در سالهاي اخير شده است.
علائم تب مالت
عضو كميته كشوري بيماريهاي مشترك انسان و دام با ابراز تاسف از مبتلا شدن عده زيادي از هموطنان به اين بيماري در زمينه علايم بروز آن گفت:
بعد از اينكه ميكروب دوره نهفتگي خود را كه بين يك هفته تا يك ماه است در بدن شخص ميگذراند، به سه صورت خود را نشان ميدهد. علائم نوع حاد آن عبارتند از: تب، لرز، عرق شبانه، دردهاي شديد مفاصل، كمردرد شديد، درد به هنگام لمس ستون فقرات، خستگي قابل توجه و سردرد.
علائم نوع حاد اين بيماري نيز به اين شرح است: خستگي، تب خفيف شب و عصر، عرق كردن، بيحوصلگي، علائم كوفتگي و درد عضلات.
تب مالت يك بيماري موذي و بيسروصدا است كه ميتواند شمهاي از تمام بيماريها را به همراه داشته باشد. در نوع مزمن بيماري تشخيص آن بسيار مشكلتر از دو حالت قبلي است و علائم رواني و تبهاي مقطعي از نشانههاي آن است.
وي تاكيد كرد: تب مالت بطور لوكاليزه، همه اعضاي بدن انسان را گرفتار ميكند. مثلاً: ديسك كمر، مننژيت، آندوكالتي (عفونت قلب)، تورم مفصل، درد مفاصل و...
دكتر مينو محرز در مورد آمار مبتلايان به تب مالت گفت: آمار دقيقي در اين مورد در دسترس نيست حتي در دومين همايش كشوري تب مالت فقط اعلام كردند كه ميزان شيوع تب مالت (بروسلوز). در دو سال گذشته افزايش يافته است و اين درحالي است كه سازمان دامپزشكي كشور آن را فقط يك شايعه ميداند.
اين مسوول در مورد واگيردار بودن اين بيماري گفت: تب مالت به هيچ عنوان از انسان به انسان سرايت نميكند و فقط از طريق دام آلوده به انسان سرايت ميكند.
وي در زمينه روش درمان تب مالت گفت: استفاده توأمان آنتيبيوتيك در طي دو يا سه ماه متوالي تنها روش درمان است، اما مهم اين است كه فرد در مقابل اين بيماري مصونيت ندارد و ميكروب آن بصورت نهفته در بدن شخص باقي ميماند و بعد از مدتي دوباره برميگردد و اين تنها عوارض اين بيماري است.
وي در زمينه دوره درمان اين بيماري گفت: معمولاً دوره درمان اين بيماري شش ماه به طول ميانجامد و در زمينه راههاي جلوگيري از اين بيماري افزود: آموزش عوارض بيماري تب مالت بوسيله رسانههاي همگاني، برنامههاي آموزشي و تهيه بروشور و درنهايت آگاهسازي مردم نسبت به اين بيماري و نحوه استفاده از مواد لبني غيرپاستوريزه و محلي ميتواند در آگاه كردن مردم نسبت به اين بيماري موثر باشد.
با شروع فصل گرما مردم به خوردن بستني تمايل پيدا ميكنند، درحالي كه بستنيهاي غيرپاستوريزه مثل بستني قيفي و بستني سنتي احتمالاً به دليل استفاده نكردن از شير پاستوريزه باعث انتقال ميكروب تب مالت در بدن انسان ميشود.
وي در زمينه فصلهايي كه اين بيماري بيشتر شايع ميشود گفت: در همه فصلهاي سال احتمال مبتلا شدن وجود دارد اما در تابستان بدليل استفاده از بستني رايجتر است و در مناطقي كه داراي دامداري است بيشتر شيوع دارد.
دكتر مينو محرز يادآور شد: استفاده نكردن از دستكش و وسايل بهداشتي و ايمني و تماس مستقيم در هنگام برخورد با دام باعث ورود اين ميكروب به بدن انسان ميشود.
وي با اشاره به راههايي براي جلوگيري از انتقال اين بيماري از دام به انسان گفت: كنترل بيماريهاي دامي يكي از موثرترين روشهاي كنترل اين بيماري است. البته عواملي همچون قاچاق دام و قاچاق واكسنها و مسائل اقتصادي و سوءمديريت موجب بروز چنين مسائلي ميشود.
سماجت ميكروب تب مالت
دكتر سيروس جعفري، متخصص و محقق بيماريهاي عفوني در مجتمع بيمارستاني امام خميني (ره) در زمينه بيماري تب مالت گفت: اين بيماري مرموز و هزار چهره، فرد بيمار را به بستري شدن و انجام عملهاي جراحي غيرضروري نيز وادار ميكند. به همين خاطر به متخصصان بيماريهاي عفوني توصيه ميشود وقتي بيماري به آنها مراجعه ميكند كه علائم همه بيماريها را دارد، از او آزمايش تب مالت بگيرند.
وي تاكيد كرد: روش شناسايي تب مالت بوسيله آزمايشهايي است كه در همه بيمارستانها و كلينيكهاي سراسر كشور انجام ميشود.
دكتر جعفري، در زمينه مسائل و مشكلات اين بيماري گفت: نخستين مشكل، تشخيص است به اين علت كه گاهي اوقات با وجود مصرف داروها، بيماري روندي صعودي پيدا ميكند. مشكل ديگر مربوط به درمان است كه در اغلب موارد پس از بهبودي، بيماري برميگردد و اين بستگي به درمان پزشك دارد، هرقدر درمان ناقص باشد، احتمال بازگشت بيماري بيشتر است.
وي در زمينه مصرف لبنيات محلي افزود: در مصرف لبنيات محلي محدوديتي وجود ندارد، اما قبل از مصرف شير محلي آن را به مدت 10 دقيقه بجوشانند و براي مصرف پنير محلي آن را 3 ماه در دماي مناسب نگه دارند تا بدين وسيله ميكروبهاي آن از بين بروند.
وي در زمينه درصد مبتلايان به تب مالت در كشور افزود: بطور متوسط در سال 30 هزار مورد مبتلا به بيماري تب مالت در كشور گزارش ميشود.
دكتر جعفري يادآور شد: همچنين تماس مستقيم دست زخمي انسان به دام و استنشاق هواي آلوده در فضاي بسته توسط دامداران و دامپزشكان امكان بروز بيماري را دوچندان ميكند.
گفتگو با مبتلايان تب مالت
خانم فرزانه كيواني كه سال گذشته به بيماري تب مالت مبتلا شده است، در زمينه عوارض اين بيماري گفت: پارسال بطور ناگهاني و بدون سابقه قبلي دچار سردردهاي شديد شدم، درد آنقدر شديد بود كه كلافه شده بودم، به همين خاطر سريع به پزشك مراجعه كردم و پزشك مربوطه آن را ميگرن و سردرد عصبي تشخيص داد و براي بهبود آن دارو تجويز كرد. بعد از مدتي سردرد من بطور خودبخود خوب شد، اما در قسمتهاي بيني و گوش احساس درد ميكردم پس از چند مورد آزمايش، پزشك بيماري من را «سينوزيت» تشخيص داد. به همين منوال تك تك اعضاي بدنم يكي پس از ديگري درد ميگرفت و پس از مدتي بهبود مييافت تا درنهايت درد به مفصلهاي پاهايم رسيد، بطوري كه قادر به خم كردن آنها نبودم و قرار شد كه جراحي شود، دو روز قبل از عمل جراحي به پيشنهاد يكي از دوستان به مطب دكتر حيدريان رفتم و ايشان بيماري من را تب مالت تشخيص دادند و من را به دكتر معرفي كردند. مجموعاً از شروع بيماري تا تشخيص آن 4 ماه طول كشيد.
وي در زمينه روش درماني بكار گرفته شده براي معالجه خود، گفت: معده من ديگر به داروها جواب نميداد به همين سبب دكتر روش درماني بلندمدت به همراه آنتيبيوتيك ضعيف را تجويز كرد، درحال حاضر من تحت درمان هستم و ميكروب تب مالت بصورت ضعيف در بدن من وجود دارد.
*مصرف چه نوع مواد لبني باعث اين بيماري شد؟
** من هميشه از ماست گوسفندي كه در ماستبنديهاي محلي تهيه ميشود، استفاده ميكردم و به رويه ضخيمي كه بر روي ماست وجود داشت شديداً علاقهمند بودم و همين امر سبب ابتلاي من به بيماري تب مالت شد.
[ در تهيه ماستهاي محلي به منظور ضخيمتر شدن رويه ماست از مقداري شير نجوشيده استفاده ميشود تا بوسيله آن همه چربي موجود به سطح رويه ماست منتقل شود.]
خانم ديگري در زمينه نحوه ابتلاي خود به بيماري تب مالت گفت: يكي از همسايهها به عنوان سوغات به همه اهل محل پنير محلي داد و هر كس كه اين پنير را مصرف ميكرد پس از مدتي به بيماري تب مالت دچار شد، من هم نيز مدتي دچار دردهاي شديد در بدن و عرق سرد ميشدم به همين خاطر به دكتر مراجعه كردم و پس از آزمايش مشخص شد كه به بيماري تب مالت مبتلا شدهام.
*درمان شما چه مدت به طول انجاميد؟
** چون من زود متوجه شدم و سريعاً تحت درمان قرار گرفتم، درمان من فقط دو ماه طول كشيد، اما هر سه ماه يكبار براي آزمايش به بيمارستان مراجعه ميكنم.
**
يك بيمار ديگر مبتلا به تب مالت در زمينه اين بيماري گفت: براي درمان كمردرد به پزشك مراجعه كردم و چون تب ميكردم از من آزمايش گرفتند و مشخص شد كه به بيماري تب مالت مبتلا هستم و به مدت 3 ماه تحت درمان قرار گرفتم، ولي پس از آن به علت مشكلات مالي از ادامه معالجه بازماندم!
وي در پاسخ به اين سوال که آيا از لبنيات محلي هم استفاده ميکرديد گفت:
** سالي يكبار به روستا ميرويم و لبنيات محلي استفاده ميكنيم.
در يكي از نادرترين رخدادها، از آميزش طبيعي يك ببر بنگالي با يك شير ماده 3 توله «تايگون» در باغ وحش وكيلآباد مشهد بدنيا آمدند.
مهدي رستمي مدير باغ وحش وكيلآباد مشهد در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار مجله «اطلاعات هفتگي» در زمينه اين رخداد نادر گفت: اين اتفاق در دنيا منحصر بفرد است چون تايگونهاي اين باغ وحش از آميزش طبيعي ببر نر و شير ماده پديد آمده، درحالي كه در موارد مشابه در كشورهاي آمريكا و چين، به دنيا آمدن توله تايگون به وسيله تلقيح مصنوعي انجام گرفته است.
وي در زمينه تاريخچه تولد تايگونها اظهار داشت: درپي تولد موجودي بنام «تايگون» كه 15 سال پيش در آمريكا رخ داد، رقابتي بين باغ وحشهاي جهان در كشورهاي مختلف براي تولد تايگون آغاز شد كه همه آنها از طريق لقاح مصنوعي بوده، اما با تلاشهاي متخصصان باغ وحش مشهد، اين اتفاق با آميزش و زايمان طبيعي همراه بوده است.
مدير باغ وحش وكيلآباد مشهد تاكيد كرد: پس از 104 روز بارداري شيرماده، هر كدام از توله تايگونها با وزن 800 گرم زيرنظر دامپزشكان باغ وحش بدنيا آمدند.
آقاي رستمي يادآور شد: هماكنون تايگونها براي مراقبت بيشتر در مكاني به صورت جداگانه نگهداري ميشوند و تا 20 روز ديگر براي تماشاي عموم مردم به مكان اصلي منتقل خواهند شد تا مردم بهراحتي بتوانند اين تايگونها را از نزديك مشاهده كنند.
محسن طيراني مسوول فني باغ وحش مشهد نيز در زمينه تايگونها اظهار داشت: تايگونها در تقسيمبندي جانوران جزء گربهسانان بزرگ بهشمار ميروند.
وي يادآور شد: پدر اين تايگونها ببر بنگال است كه در باغ وحش وكيلآباد مشهد زيست ميكند.
مسوول فني باغ وحش مشهد يادآور شد: توله تايگونهاي مذكور با اندامي درشت و پوستي روشن، بيشتر شبيه شير هستد و هنوز جنسيت آنها توسط دامپزشكان مشخص نشده است.
وي همچنين اضافه كرد: به احتمال زياد اين توله تايگونها عقيم خواهند بود.
شما هم خبرنگار ما هستيد
از آنجا كه سرويس گزارش شهرستانهاي مجله اطلاعات هفتگي در مسير يك تحول اساسي قرار دارد، همه خوانندگان علاقهمند به رشته خبرنگاري بعلاوه تمامي خبرنگاران عزيز مجله اطلاعات هفتگي در سراسر كشور ميتوانند با ارسال اخبار حوادث يا حتي اخبار و موضوع جالب حادث شده در شهرستانها و حتي روستاهاي اطراف، صفحه گزارش شهرستانها را ياري كنند. البته حجم خبر و حتي در موارد اوليه نوع خبر ارسالي چندان اهميتي ندارد اما جالب بودن آنها ميتواند اولويت چاپ را تعيين كند و حتيالامکان سعي شود همراه با عكس باشد. از کساني که بهترين گزارش و خبر را ارسال کنند تقدير ميشود.
شماره فكس مجله اطلاعات هفتگي:22271813
ايميل: Fatemehoroujlo @ yahoo.com
شماره تماس: 29993334
پس از 60 سال توفان حارهاي موسوم به «گونو» سواحل جنوبي ايران را درنورديد و موجب شد كه ساحلنشينان به ارتفاعات پناه ببرند.
براساس گزارشهاي رسيده، اين توفان از منطقهاي به همين نام در اقيانوس هند آغاز شده و پس از عبور از مسقط (پايتخت عمان) به سمت سواحل جنوبي ايران حركت كرده است.
درپي وقوع اين توفان، ميزان بارش باران در چابهار 71 ميليمتر، در كنارك 40 ميليمتر، در نيكشهر 5، در راسك 5/3 و در سراوان سهدهم ميليمتر گزارش شده است.
اين توفان در مسير خود زيانهاي زيادي برجاي گذاشته، اما خوشبختانه با اقدامات بهموقع مسوولان مربوطه تلفات جاني گزارش نشده است.
به گفته رئيس سازمان هواشناسي كشور، سرعت توفان گونو در هسته مركزي آن 150 تا 260 كيلومتر در ساعت و در سواحل ايران 110 كيلومتر در ساعت گزارش شده است.
رئيس شوراي روستاي سورگل از توابع بخش جاسك، غرق شدن يك فروند قايق صيادي همراه با 3 نفر سرنشين در حوالي روستاي سورگل در 45 كيلومتري شرق شهرستان جاسك را تاييد كرد.
به گزارش رسيده، همچنين، توفان در طي 25 دقيقه موجب قطع برخي درختان، وقوع چندين مورد آتشسوزي و وارد آمدن صدمه به ترانسفورماتورهاي آب و آب گرفتگي معابر و قطع برق تمامي نقاط شهر چابهار شده است.
قبل از هر سخني:
اعتقاد به نيروي ماوراء الطبيعي در نهاد بشر، يك خواسته ذاتي است و انسان در مراحل رشد فرهنگ و تمدن خود هميشه به اين مقوله توجه داشته به نحوي كه عصر حاضر با همه گستردگي و آشفتگيهايي كه براي بشر درپي داشته هنوز نتوانسته او را از امور معنوي و روحاني بينياز كرده يا دور كند. به همين منظور در زير به بخشي از اين عوامل ريشهاي اشاره ميكنيم:
شيِ مقدس: طوايف ابتدايي به مكاني خاص، شخص معين يا چيزي مخصوص احترام ميگذاشتند و با آن محترمانه برخورد ميكردند و بر اين عقيده بودند كه اين موجود مقدس داراي قوه فوقطبيعي است و ميتواند منشاء خير و خوبي يا مصدر شر و بدي باشد. هر كس اجازه دست زدن به آن را نداشت و همواره به ديده احترام همراه با ترس و هراس و خلوص عقيده به آن نگاه ميكردند.
تابو: چيز خطرناك، تجلي قدرت، چيز غريب و ناآشنا و جديد. اينها كلماتي هستند كه معادل واژه تابو به كار ميروند و بدان معني است كه در ضمير انسانها، دغدغه خاطري نسبت به بعضي از اشياء، نباتات، حيوانات و اشخاص ديده ميشود. اين افراد اعتقاد دارند كه درون اين اشياء، قدرت فوقطبيعي وجود دارد كه نزديك شدن و لمس كردن و حتي بردن نام آنها باعث نزول بلا و مصيبت ميشود و در صورت ارتكاب چنين عملي، براي جلوگيري از عوارض نامطلوب آن ميبايست كفاره بپردازند.
مانا: قدرت اسرارآميز و فعالي كه بعضي افراد و بهطور كلي جمعيت مردگان و همه ارواح دارند. بعضي از افراد و اشياء به سبب داشتن نشانهاي برجسته، انگشتنماي خاص و عام ميشوند كه ممكن است طبيعي يا فطري و در طي يك مراسم خاص به فرد يا يك شيِ تعلق گيرد. مثلاً: رئيس طايفه، صاحب <مانا> است.
سحر: در تعريف سحر چنين آمده: كاري است كه آدمي ميتواند بوسيله دميدن و تكرار بعضي كلمات يا انجام بعضي اعمال، قواي فوقالعاده عظيم جهان را به سود خود قبضه كند.
عدهاي عقيده دارند كه سحر و جادو قبل از مذهب بكار برده ميشده است، درحالي كه اين عقيده نادرست است چرا كه همواره همراه با مذهب، سحر نيز مشاهده شده است. مهمتر از اين، جادو و سحر همه جا حاكم بر حيات معنوي و روحاني جوامع ابتدايي نيست و برعكس، گاهي در پيشرفتهترين جوامع، آنچنان توسعه مييابد كه بر همه چيز حاكم ميشود.
بروجن يكي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري با 2 هزار و 225 متر ارتفاع از سطح دريا، بلندترين شهر ايران است و عنوان <بام ايران> را به همراه خود دارد و همين مساله سبب شده كه اين شهر از نظر دارا بودن گونههاي حيواني و گياهي بسيار غني و پرجاذبه باشد.
اين شهر در سالهاي دور به سبب داشتن دژهاي متعدد با برجهاي بلند كه ساكنان آن براي نگهباني از محصولات كشاورزي و دامهاي خود ساخته بودند، <برجيها> يا <اروجيها> نام داشت كه به مرور زمان به <اوجن> و سپس به <بروجن> تغيير نام داده است.
پيشينه تاريخي
تاريخ دقيق سكونت در بروجن مشخص نيست، قديميترين تاريخ مستند براي اين شهر را ميتوان براساس سنگ مزاري كه چندي پيش در اين شهر يافت شده، دانست كه بر روي اين سنگ مزار، تاريخ فوت متوفي سال 1004 هجري - قمري حك شده است.
تاريخ مركزيت جمعيت در بروجن به حدي كه بتوان آن را شهر ناميد، به سالهاي پس از نهضت مشروطيت ميرسد.
رشد جمعيت بروجن از دهههاي سوم و چهارم قرن يازدهم هجري - قمري آغاز شده است. با توجه به موقعيت جغرافيايي ويژهاي كه اين شهر دارد و در محدوده تلاقي 3 استان فارس، اصفهان و چهارمحال و بختياري قرار گرفته، از زمينه بسيار مناسبي براي رشد و توسعه برخوردار است، بهويژه اينكه بروجن يكي از شهرهاي اصلي در مسير ترانزيتي خوزستان به اصفهان محسوب ميشود.
ويژگيهاي جغرافيايي
شهر بروجن در 17 درجه و 51 دقيقه طول جغرافيايي و در 58 درجه و 31 دقيقه عرض جغرافيايي و در بلندايي به ارتفاع 2225 متر از سطح دريا قرار دارد و مساحت آن 35 كيلومترمربع است.
جمعيت شهر بروجن تا سال 1383 خورشيدي حدود 35 هزار نفر بوده است.
بروجن در 62 كيلومتري جنوب خاوري شهركرد، 60 كيلومتري شهرضا، 130 كيلومتري لردگان و 94 كيلومتري اردل قرار دارد.
اين شهر تابستانهايي معتدل و زمستانهايي سرد دارد. بيشترين ميزان گرما در تابستان 24 درجه سانتيگراد بالاي صفر و كمترين ميزان دما در زمستان به 25 درجه سانتيگراد زيرصفر ميرسد. ضمناً ميزان ريزش سالانه باران در اين شهر بهطور متوسط معادل 430 ميليمتر است.
اين شهر با اينكه در دش------ت قرار دارد، اما كوه <سياهسرد> در جنوب، كوه <اشكفت> در جن------وب خاوري، كوه <س------فيد> و كوه <عبدالنبي> در خاور و ك------وه <برآفتاب> در باخت------ر بروجن واقع شده است. پوشش گياهي اطراف شهر بروجن را مراتع جنگلي تشكيل ميدهد كه چراگاههاي مناسبي را براي دامداران پديد آورده است.
جاذبههاي طبيعي
در اطراف شهر بروجن چند جاذبه طبيعي وجود دارد كه در نوع خود كمنظير است.
*آب سفيد بروجن: آب اين چشمه يكي از سبكترين آبهاي ايران و جهان شناخته شده است. ضمناً اين آب يكي از سالمترين آبهاي جهان است كه اخيراً در زمره آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
*چشمه سياسرد: اين منطقه ييلاقي خوش آب و هوا در 5 كيلومتري جنوب غرب بروجن و در انتهاي جاده واقع شده است. اين چشمه پرآب و گوارا سبب سرسبزي منظرههاي اطراف شده است. ضمناً در كنار اين چشمه چند اصله درخت چنار قديمي وجود دارد كه جذابيت آن را دوچندان كرده است. اين منطقه گردشگري هر روز توريستهاي زيادي را به خود جلب ميكند.
*تالاب چغاخور: اين تالاب بينالمللي با مساحت 2 هزار و سيصد هكتار در دامنه ارتفاعات <برآفتاب> و <كلار> در ارتفاع 3 هزار و 830 متري قرار دارد. محوطه وسيع، هواي لطيف و چشماندازهاي بديع و كمنظير همراه باآواز پرندگان مهاجر و بومي اين تالاب را در شمار يكي از مراكز مهم جذب گردشگر در استان چهارمحال و بختياري قرار داده است. ويژگي منحصر به فرد تالاب چغاخور، زيست نوعي ماهي از خانواده ماهيان گامبوزيا (ماهي گورخري) در آبهاي آن است.
*رودخانه ونك: اين رودخانه دائمي كه از ريزابههاي رودخانه كارون ايجاد شده است.
*رودخانه كيار: اين رودخانه فصلي كه 45 كيلومتر طول دارد از ريزابههاي آب جهانبين تشكيل شده است. حوضه اين رودخانه هم خليج فارس و درياي عمان و ارتفاع سرچشمه آن 2 هزار و 250 متر است.
*رودخانه گرداب: اين رودخانه فصلي با طول 30 كيلومتر از ريزابههاي رودخانه <ربو> تشكيل شده و حوضه آن خليج فارس و درياي عمان است. اين رودخانه از دامنه كوههاي والان و سيوك در جنوب بروجن سرچشمه ميگيرد.
*تالاب گندمان: در 85 كيلومتري مركز استان.
*باغ آورگان: در 60 كيلومتري مركز استان.
*گردشگاه گردبيشه: در 110 كيلومتري مركز استان.
*تنگ وستگان: در 80 كيلومتري مركز استان.
راههاي ارتباطي و مراكز اقامتي
*راههاي زميني شهرستان بروجن عبارتند از: بروجن - مباركه - اصفهان، بروجن - شهرضا - اصفهان، بروجن - شهركرد، بروجن - اردل - ايذه، بروجن - لردگان - ايذه و بروجن - سميرم - ياسوج.
همچنين فاصله بروجن تا برخي شهرهاي اطراف و پايتخت به اين شرح است: اصفهان 169 كيلومتر، تهران 571 كيلومتر، اراك 453 كيلومتر، همدان 666 كيلومتر، خرمآباد 544 كيلومتر، اهواز 502 كيلومتر، ياسوج 322 كيلومتر و شيراز 650 كيلومتر.
*مهمانسراي جهانگردي بروجن: اين مهمانسراي درجه يك در بلوار ملت بروجن قرار دارد و شماره تلفن آن عبارتست از: 23581-038242
*مهمانپذير بروجن: اين مركز اقامتي درجه سه، از جمله مكانهايي است كه گردشگران ميتوانند از آن استفاده كنند و شماره تلفن آن عبارتست از: 23480-038242
آثار تاريخي
*مسجد جامع بروجن: اين مسجد از آثار دوره قاجاريه و مشتمل بر صحن، رواق و يك شبستان ستوندار است.
شبستانهاي اين مسجد داراي دو در ورودي و يك محراب بازسازي شده است. اين مسجد همچنين داراي بخشهاي كاشيكاري شده است.
*مسجد آيتاللهزاده: اين مسجد در جنوب غربي بروجن و از آثار دوره قاجاريه است.
در اين مسجد كتيبهاي وجود دارد كه تاريخ 1277 هجري - قمري بر روي آن حك شده است.
*بقعه امامزاده حمزه علي: بقعه اين امامزاده كه از نوادگان حضرت امام زينالعابدين(ع) است، در 35 كيلومتري شهر بروجن و در مجاورت شهر بلداجي در بالاي تپهاي مرتفع قرار گرفته و در اطراف آن يك دشت وسيع گسترده شده است.
موقعيت طبيعي مطلوب، آب و هواي مناسب و نزديكي به تالاب زيباي چغاخور هر سال هزاران نفر گردشگر را به اين منطقه جذب ميكند. جاده آسفالته، فضاي سبز، سرويس بهداشتي، سكوهاي اقامت خانوادگي و دسترسي به واحدهاي پذيرايي بروجن از ديگر ويژگيهاي مرقد اين امامزاده است.
*مسجد حاج شيخ علي (مدني): اين مسجد با شبستان وسيع، ستونهاي سنگي و تاقهاي زيباي ضربدري (شاخ بزي) در دوره قاجار در اين شهر ساخته شده است.
*محلههاي قديمي: محله مكتبخانه، محله درب قلعه، محله ظلمآباد، محله تولاكارسوني، محله كارودن و محله پايين.
*بناي تاريخي حمام مكتبخانه ويل: اين بناي متعلق به دوره قاجاريه اخيراً در زمره آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
صنايع دستي و سوغات
*گيوهدوزي: گيوههاي دوخت بروجن از زمان قاجاريه به بعد در همه بازارها و بازارچههاي شهرهاي ايران وجود داشته و در زمانهاي قديم بهترين پوشش براي نگهداري پاهاي مردم بويژه در مناطق كوهستاني و سنگلاخها بوده است. رويه گيوه از كرباس ناب و كف آن از استخوان حيوانات و چوب سخت ساخته ميشد و خنك كردن پاها در تابستان و گرم كردن آن در زمستان از ويژگيهاي آن بوده است.
*گيوه ملكي: اين نوع گيوه، مهمترين گيوه ساخت بروجن طي سالهاي گذشته بوده است، اما متأسفانه هماكنون تعداد انگشتشماري توليدي گيوه در بروجن وجود دارد.
گردشگران و مسافراني كه شهر بروجن را براي سفر برميگزينند، براي انتخاب سوغات براي عزيزان خود با اقلام گوناگون و متنوع روبرو ميشوند، از جمله: انواع صنايع دستي، انواع گز بلداجي (مغزبادامي، پستهاي، آردي، سكهاي، مخلوط و مخصوص)، فرآوردههاي دامي (پشم، گوشت، روغن، پنير، كشك، شير و ماست)، گياهان دارويي (اروانه، برنجاسف، شيرين بيان، گل گاوزبان، جوشير و آويشن)، انواع سبزيجات (سير، موسير، قارچ، كرفس كوهي و قرهكوهي)، انواع لباسهاي محلي (چوغا، گيوه، كلاه، عبا و...)، انواع خشكبار (كشمش، بادام و گردو)، انواع پولكي (ليمويي، زنجبيلي، نارگيلي، پرتقالي، كاكائويي و ساده) و انواع لبنيات.
دانشگاهها
در بروجن 4 واحد دانشگاهي داير است و هماكنون جمعي از دانشجويان در آن مشغول به تحصيل هستند.
*دانشگاه آزاد: در اين واحد دانشگاهي رشتههاي علوم پزشكي، پيراپزشكي، علوم انساني، علوم پايه، فني - مهندسي و هنر تدريس ميشود و جمعي از دانشجويان در مقاطع كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا در اين دانشگاه به تحصيل اشتغال دارند.
*دانشگاه پيام نور: جمعي از علاقهمندان تحصيل در مقاطع دانشگاهي در بروجن هماكنون در اين دانشگاه مشغول تحصيل هستند.
*دانشكده پرستاري و مركز تربيت معلم از ديگر واحدهاي دانشگاهي شهرستان بروجن است.
موقعيت طبيعي مطلوب، آب و هواي مناسب و نزديكي به تالاب زيباي چغاخور هر سال هزاران نفر گردشگر را به اين منطقه جذب ميكند. جاده آسفالته، فضاي سبز، سرويس بهداشتي، سكوهاي اقامت خانوادگي و دسترسي به واحدهاي پذيرايي بروجن از ديگر ويژگيهاي مرقد اين امامزاده است.
*مسجد حاج شيخ علي (مدني): اين مسجد با شبستان وسيع، ستونهاي سنگي و تاقهاي زيباي ضربدري (شاخ بزي) در دوره قاجار در اين شهر ساخته شده است.
*محلههاي قديمي: محله مكتبخانه، محله درب قلعه، محله ظلمآباد، محله تولاكارسوني، محله كارودن و محله پايين.
*بناي تاريخي حمام مكتبخانه ويل: اين بناي متعلق به دوره قاجاريه اخيراً در زمره آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
صنايع دستي و سوغات
*گيوهدوزي: گيوههاي دوخت بروجن از زمان قاجاريه به بعد در همه بازارها و بازارچههاي شهرهاي ايران وجود داشته و در زمانهاي قديم بهترين پوشش براي نگهداري پاهاي مردم بويژه در مناطق كوهستاني و سنگلاخها بوده است. رويه گيوه از كرباس ناب و كف آن از استخوان حيوانات و چوب سخت ساخته ميشد و خنك كردن پاها در تابستان و گرم كردن آن در زمستان از ويژگيهاي آن بوده است.
*گيوه ملكي: اين نوع گيوه، مهمترين گيوه ساخت بروجن طي سالهاي گذشته بوده است، اما متأسفانه هماكنون تعداد انگشتشماري توليدي گيوه در بروجن وجود دارد.
گردشگران و مسافراني كه شهر بروجن را براي سفر برميگزينند، براي انتخاب سوغات براي عزيزان خود با اقلام گوناگون و متنوع روبرو ميشوند، از جمله: انواع صنايع دستي، انواع گز بلداجي (مغزبادامي، پستهاي، آردي، سكهاي، مخلوط و مخصوص)، فرآوردههاي دامي (پشم، گوشت، روغن، پنير، كشك، شير و ماست)، گياهان دارويي (اروانه، برنجاسف، شيرين بيان، گل گاوزبان، جوشير و آويشن)، انواع سبزيجات (سير، موسير، قارچ، كرفس كوهي و قرهكوهي)، انواع لباسهاي محلي (چوغا، گيوه، كلاه، عبا و...)، انواع خشكبار (كشمش، بادام و گردو)، انواع پولكي (ليمويي، زنجبيلي، نارگيلي، پرتقالي، كاكائويي و ساده) و انواع لبنيات.
دانشگاهها
در بروجن 4 واحد دانشگاهي داير است و هماكنون جمعي از دانشجويان در آن مشغول به تحصيل هستند.
*دانشگاه آزاد: در اين واحد دانشگاهي رشتههاي علوم پزشكي، پيراپزشكي، علوم انساني، علوم پايه، فني - مهندسي و هنر تدريس ميشود و جمعي از دانشجويان در مقاطع كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا در اين دانشگاه به تحصيل اشتغال دارند.
*دانشگاه پيام نور: جمعي از علاقهمندان تحصيل در مقاطع دانشگاهي در بروجن هماكنون در اين دانشگاه مشغول تحصيل هستند.
*دانشكده پرستاري و مركز تربيت معلم از ديگر واحدهاي دانشگاهي شهرستان بروجن است.